TV show
نمایش تلویزیونی
art show
نمایش هنر
fashion show
نمایش مد
show oneself
خود را نشان دادن
on show
در نمایش
show up
ظاهر شدن
show in
در نشان دادن
show off
خودنمایی کردن
in show
در نمایش
for show
برای نمایش
talk show
برنامه گفتگو
trade show
نمایش تجاری
show business
صنعت نمایش
show itself
خود را نشان دادن
show signs of
نشان دادن علائم
slide show
نمایش اسلاید
variety show
نمایش تنوع
talent show
نمایش استعداد
motor show
نمایش خودرو
television show
برنامه تلویزیونی
as a show it was a bust.
به عنوان یک نمایش، یک فاجعه بود.
a show of strength.
نمایش قدرت.
with a show of reason
با نشان دادن دلیل
show them in, please.
لطفاً آنها را راهنمایی کنید.
show sth. in section
چیز خاصی را در بخش نشان دهید.
show civility to a guest
نشان دادن احترام و مؤدب بودن با مهمان
show him into the room
او را به اتاق راهنمایی کنید.
show a tendency to improve
نشان دادن تمایل به بهبود
made a show of strength.
نمایش قدرت کردند.
only a show of kindness.
فقط یک نمایش محبت.
a shower of praise.
بارانی از تحسین.
a champion show dog.
سگ نمایش قهرمان.
show mercy to sb.
به کسی رحم کردن
The new show is a riot.
نمایش جدید یک جشن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید