induce

[ایالات متحده]/ɪnˈdjuːs/
[بریتانیا]/ɪnˈduːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. وسوسه کردن
[Electricity] تولید کردن
[Medicine] تحریک کردن
سبب شدن

عبارات و ترکیب‌ها

induce labor

القای زایمان

induce vomiting

القای استفراغ

induce sleep

القای خواب

جملات نمونه

The medicine will induce sleep.

دارو باعث القای خواب می‌شود.

induce sb. to do sth.

تشویق کسی به انجام کاری

an elixir guaranteed to induce love.

یک اکسیر تضمینی برای القای عشق

a drug used to induce labor.

دارویی که برای القای زایمان استفاده می‌شود.

illness induced by overwork

بیماری ناشی از فرسودگی

intended to induce a feeling of nostalgia, it only induces in me a feeling of nausea.

هدف آن ایجاد احساس نوستالژی بود، اما تنها باعث ایجاد احساس تهوع در من می‌شود.

and what, forsooth, induced this transformation?.

و چه چیزی باعث این تحول شد؟

none of these measures induced a change of policy.

هیچ یک از این اقدامات منجر به تغییر سیاست نشد.

he was induced to part out and out with all the money.

او تشویق شد که تمام پول را از دست بدهد.

the administration of sufficient Metrazol to induce convulsions and coma.

مصرف مقدار کافی مترازول برای ایجاد تشنج و کما

such effects can be induced reflexly.

چنین اثراتی می‌توانند به صورت رفلکس القا شوند.

Nothing shall induce me to join their club.

هیچ چیز مرا وادار به پیوستن به باشگاه آنها نخواهد کرد.

Too much food induces sleepiness.

خوردن زیاد غذا باعث خواب آلودگی می‌شود.

We induced him to come with us.

ما او را تشویق کردیم تا با ما بیاید.

Her illness was induced by overwork.

بیماری او ناشی از فرسودگی بود.

Advertising induces people to buy.

تبلیغات مردم را به خرید تشویق می‌کند.

Excessive drinking induces alcoholism.

نوشیدن بیش از حد باعث الکلیسم می‌شود.

Failure induces a total sense of inferiority.

شکست باعث ایجاد احساس حقارت کامل می‌شود.

the pickets induced many workers to stay away.

اعتصالبگران باعث شدند بسیاری از کارگران از کار دور بمانند.

نمونه‌های واقعی

But how does the hormone induce overindulgence?

اما این هورمون چگونه باعث غرق شدن بیش از حد می‌شود؟

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American August 2019 Collection

It was suspected that she had induced it.

حدس زده شد که او آن را القا کرده است.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American May 2022 Collection

When my due date arrived, my OB decided I should be induced.

وقتی تاریخ زایمانم رسید، پزشک زنان و زایمانم تصمیم گرفت که باید زایمانم القا شود.

منبع: Lean In

It is these stories that students need to remember when temptation induces them to cheat.

این داستان‌ها هستند که دانش‌آموزان باید به خاطر بسپارند چه زمانی وسوسه آن‌ها را به تقلب القا می‌کند.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

It is believed that eccentric movements induce muscle damage or tears within the muscle belly.

این باور است که حرکات غیرمتعارف باعث آسیب یا پارگی عضله در قسمت شکم عضله می‌شوند.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

696. It's deduced that the induced fluctuation does no good to the reproducing productivity.

696. نتیجه‌گیری شده است که نوسانات القا شده به بهره‌وری تولید مثل آسیبی نمی‌رسانند.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

These happen as necrosis induced hemorrhaging spreads to the soft tissues of those body areas.

این اتفاقات زمانی رخ می‌دهد که خونریزی ناشی از نکروز به بافت‌های نرم آن نواحی بدن گسترش می‌یابد.

منبع: Osmosis - Digestion

Doctors may have to induce labor.

ممکن است پزشکان مجبور شوند زایمان را القا کنند.

منبع: Conan Talk Show

Neal, you induced him to commit a felony.

نِیل، شما او را به ارتکاب جرم القا کردی.

منبع: newsroom

I could be induced to arrange a passage.

من ممکن است به چیدمان یک مسیر القا شوم.

منبع: Casablanca Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید