prevent

[ایالات متحده]/prɪˈvent/
[بریتانیا]/prɪˈvent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جلوگیری از وقوع چیزی; مانع شدن از وقوع چیزی; ممانعت کردن; مانع شدن
vi. عمل کردن به عنوان یک مانع یا مانع; مسدود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

prevent accidents

جلوگیری از حوادث

prevent disease

جلوگیری از بیماری

prevent from

جلوگیری از

جملات نمونه

prevent and cure diseases

پیشگیری و درمان بیماری‌ها

to prevent the pollution of the environment

برای جلوگیری از آلودگی محیط زیست

It is the job of the police to prevent crime.

وظیفه پلیس جلوگیری از جرم و جنایت است.

an attempt to prevent this slow creep of costs.

تلاشی برای جلوگیری از افزایش تدریجی هزینه‌ها.

the mechanism prevents accidental disengagement.

مکانیسم از جدا شدن تصادفی جلوگیری می‌کند.

they fought to prevent his extradition to the US.

آنها برای جلوگیری از استردام او به ایالات متحده آمریکا مبارزه کردند.

prevented by the interposition of your wife.

جلوگیری از طریق دخالت همسرتان.

intervened to prevent a fight.

برای جلوگیری از درگیری مداخله کرد.

It is hard to prevent concrete from creeping.

جلوگیری از خزش بتن سخت است.

wedge a window to prevent it from rattling

یک تکه چوب را زیر پنجره قرار دهید تا از لرزش آن جلوگیری شود.

bank up the river to prevent flooding

بخششی از رودخانه را سد کنید تا از سیلاب جلوگیری شود.

More care in the future will prevent recurrence of the mistake.

در آینده مراقبت بیشتر از تکرار اشتباه جلوگیری خواهد کرد.

a self-control that prevents the exhibition of emotion

خودکنترالی که از بروز احساسات جلوگیری می کند.

prevent sb. from doing sth.

جلوگیری از انجام کاری توسط کسی.

took steps to prevent the strike.

اقداماتی برای جلوگیری از اعتصاب انجام داد.

• Friction brake prevents overspin.

• ترمز اصطکاکی از چرخش بیش از حد جلوگیری می کند.

split-brain operation to prevent epileptic seizures.

جراحی تقسیم مغز برای جلوگیری از تشنج صرع.

They took steps to prevent the spread of influenza.

اقداماتی برای جلوگیری از گسترش آنفولانزا انجام دادند.

averted an accident by turning sharply.See Synonyms at prevent

با چرخیدن به سرعت از بروز یک تصادف جلوگیری کرد. برای مترادفها به پیشگیری مراجعه کنید.

Only her quick reaction prevented an accident.

فقط واکنش سریع او از بروز تصادف جلوگیری کرد.

نمونه‌های واقعی

But it can be prevented by vaccines.

اما می‌توان از آن با واکسیناسیون جلوگیری کرد.

منبع: CCTV Observations

Many of these deaths can be prevented.

بسیاری از این مرگ‌ها قابل پیشگیری است.

منبع: VOA Special October 2017 Collection

A. the obstacles to preventing " short-termism" .

A. موانع جلوگیری از " کوتاه‌مدتی ”.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

And explained what vaccines are meant to prevent.

و توضیح داد که هدف واکسن‌ها از چه چیزی جلوگیری می‌کند.

منبع: Learning charging station

The good news is that suicide is preventable.

خوشبختانه خودکشی قابل پیشگیری است.

منبع: Osmosis - Mental Psychology

We all have a responsibility to prevent accidents.

همه ما مسئولیت جلوگیری از حوادث را داریم.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 7)

Several cities declared overnight curfews to prevent looting.

چند شهر برای جلوگیری از غارت، در ساعات شبانه‌روز منع تردد اعلام کردند.

منبع: BBC Listening September 2017 Collection

You know nobody would have prevented you from going.

می‌دانید هیچ کس از رفتن شما جلوگیری نمی‌کرد.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

8 million people had been prevented from being infected.

8 میلیون نفر از آلودگی شدن جلوگیری شده بود.

منبع: The Era Model of Bill Gates

Today, some historians think this could've prevented WWI.

امروز، برخی از مورخان فکر می‌کنند که این می‌توانست از جنگ جهانی اول جلوگیری کند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید