inmost

[ایالات متحده]/'ɪnməʊst/
[بریتانیا]/'ɪnmost/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درونی‌ترین; عمیق‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

inmost thoughts

افکار درونی

inmost feelings

احساسات درونی

inmost desires

خواسته های درونی

جملات نمونه

I could see the inmost recesses.

من می‌توانستم حفره‌های درونی را ببینم.

You read my inmost thoughts.

شما افکار درونی من را خواندید.

The river winds in and out, an unknown little stream in the inmost zenana of Bengal, neither lazy nor fussy;

رودخانه درهم و بیرون می‌چرخد، یک نهر کوچک ناشناخته در زنانا درونی بنگال، نه تنبل و نه سخت‌گیر;

Inmost is a company with specialize in designing and handtailoring high-grade clothes for successful individual .With the best spiry work team and plenty of successful experience...

Inmost شرکتی است که در زمینه طراحی و دوخت لباس‌های باکیفیت برای افراد موفق تخصص دارد. با بهترین تیم کاری و تجربه موفقیت‌آمیز فراوان...

the inmost chamber of the temple

اتاق درونی معبد

reveal his inmost feelings

احساسات درونی او را آشکار کنید.

explore the inmost depths of the ocean

اعماق درونی اقیانوس را کشف کنید.

share your inmost secrets

رازهای درونی خود را به اشتراک بگذارید.

the inmost core of the issue

هسته درونی مسئله

inmost desires and fears

خواسته ها و ترس های درونی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید