introvert

[ایالات متحده]/ˈɪntrəvɜːt/
[بریتانیا]/ˈɪntrəvɜːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که با درون‌گرایی شناخته می‌شود

جملات نمونه

she was an introverted soul who cloaked herself in black.

او شخصیتی درون‌گرا بود که خود را در سیاهی پنهان می‌کرد.

And extroverts also tend to be more personable, faster to charm, soakers of attention. while introverts often are alone in a corner.

برون‌گراها همچنین معمولاً مهربان‌تر، با استعداد بیشتر در اغوا کردن و جذب توجه هستند، در حالی که درون‌گراها اغلب در گوشه‌ای تنها می‌مانند.

She is known for being an introvert.

او به خاطر درون‌گرایی شناخته می‌شود.

As an introvert, he prefers spending time alone.

همانطور که یک فرد درون‌گراست، او ترجیح می‌دهد زمان خود را به تنهایی بگذراند.

Introverts often enjoy solitary activities like reading or painting.

درون‌فروستان اغلب از فعالیت‌های تنهایی مانند مطالعه یا نقاشی لذت می‌برند.

Being an introvert doesn't mean you're shy.

درون‌گرایی به معنای خجالتی بودن نیست.

It's important for introverts to recharge by having alone time.

برای درون‌فروستان مهم است که با گذراندن وقت تنهایی خود را بازیابی کنند.

Introverts may find socializing draining.

درون‌فروستان ممکن است معاشرت با دیگران را خسته‌کننده بدانند.

Introverts often prefer deep conversations over small talk.

درون‌فروستان اغلب ترجیح می‌دهند به جای صحبت‌های سطحی، مکالمات عمیق‌تری داشته باشند.

She exhibits introverted tendencies in group settings.

او در محیط‌های گروهی، گرایشات درون‌فروشی از خود نشان می‌دهد.

Introverts can be great listeners.

درون‌فروستان می‌توانند شنونده‌های خوبی باشند.

نمونه‌های واقعی

Are you an introvert, an extrovert?

آیا شما درون‌گرایید، برون‌گرایید؟

منبع: Bloomberg Businessweek

Sounds like you're an introvert, right?

به نظر می‌رسد شما یک درون‌گرا هستید، درسته؟

منبع: Science in Life

It doesn't matter if you're an introvert or an extrovert.

نمی‌شود گفت مهم است که شما درون‌گرا یا برون‌گرا باشید.

منبع: Science in Life

Even introverts distinguish between close and casual friends.

حتی درون‌گراها بین دوستان صمیمی و دوستان معمولی تفاوت قائل می‌شوند.

منبع: Love Story

But few things are worse than networking if you are an introvert.

اما هیچ چیز بدتر از شبکه‌سازی نیست اگر شما یک درون‌گرا باشید.

منبع: The Economist (Summary)

I myself am an introvert. I have to have down time by myself.

من خودم درون‌گرم هستم. من باید زمانی را به تنهایی داشته باشم.

منبع: Rachel's Classroom: 30-Day Check-in with 105 Words (Including Translations)

Apart from being an introvert and an extrovert, you could be a shy extrovert.

علاوه بر اینکه شما یک درون‌گرا و یک برون‌گرا هستید، ممکن است شما یک برون‌گرای خجالتی باشید.

منبع: Psychology Mini Class

Her husband, Justin Zimmerman, is an introvert.

همسرش، جسٹن Zimmرمان، یک درون‌گرا است.

منبع: VOA Special English Health

The fact that I'm basically an introvert and I am a very private person.

این واقعیت که من اساساً یک درون‌گرم هستم و من یک شخص بسیار خصوصی هستم.

منبع: VOA Standard English_Americas

Maybe you're an introvert and you really have to force yourself to meet new people.

شاید شما یک درون‌گرایید و واقعاً باید خودتان را مجبور کنید تا با افراد جدید ملاقات کنید.

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید