invoke

[ایالات متحده]/ɪnˈvəʊk/
[بریتانیا]/ɪnˈvoʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فراخوانی کردن؛
دعا کردن برای؛
به وجود آوردن.

عبارات و ترکیب‌ها

invoke a function

اجرا یک تابع

invoke a method

اجرا یک متد

جملات نمونه

invoke the veto in the dispute

اعمال وتو در نزاع

invoke the judge's mercy

استفاده از رحمت دادگاه

invoke emergency powers.

اعمال قدرت‌های اضطراری.

She invoked their help.

او از کمک آنها استفاده کرد.

I invoked their forgiveness.

من خواستار بخشش آنها شدم.

she invoked his help against this attack.

او از کمک او در برابر این حمله استفاده کرد.

invoked the help of a passing motorist.

از کمک یک راننده عبوری استفاده کردند.

The moderator invoked a rule causing the debate to be ended.

مدیر جلسه قانونی را فراخواند که باعث پایان بحث شد.

She had invoked the law in her own defence.

او قانون را برای دفاع از خود فراخواند.

the antiquated defence of insanity is rarely invoked in England.

استفاده از دفاع از جنون در انگلستان به ندرت صورت می‌گیرد.

invoke an article of the Charter of the United Nations

اجرای یک ماده از منشور سازمان ملل متحد

Should avoid everything to invoke an element, wait like traumatic, overfatigue, excited, infection, gravid, childbirth.

باید از همه چیز اجتناب کرد تا یک عنصر را فراخواند، منتظر مانند آسیب روحی، خستگی بیش از حد، هیجان، عفونت، باردار، زایمان.

Be all gods and their offspring invoked to grant that this empire and this city flourish forever and never cease until stones float upon the sea and trees forbear to sprout in the springtide.

به همه خدایان و فرزندانشان فراخوانده شود تا عطا کنند که این امپراتوری و این شهر برای همیشه شکوفا شوند و تا زمانی که سنگ‌ها روی دریا شناور شوند و درختان از جوانه زدن در زمان بهار خودداری نکنند، متوقف نشوند.

"And I will turn away from you (all) and from those whom ye invoke besides Allah: I will call on my Lord: perhaps, by my prayer to my Lord, I shall be not unblest.

و من از شما (همه) و از کسانی که به جز الله فرا می خوانید دور خواهم شد: من به پروردگارم دعا می کنم: شاید با دعا به پروردگارم، من بی برکت نباشم.

نمونه‌های واقعی

By now I can no longer invoke that excuse.

اکنون دیگر نمی توانم آن بهانه را مطرح کنم.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

Tell me you didn't invoke her?

به من بگو که او را فراخوانی نکردی؟

منبع: Lost Girl Season 2

Our founders invoked a firm reliance on divine providence.

موسسین ما به شدت به لطف الهی متکی بودند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Dude, why don't you just invoke your girlfriend pact with Wolowitz?

دوست، چرا فقط پیمان دوست دخترت با ولوییتز را فراخوانی نکنی؟

منبع: The Big Bang Theory Season 4

The studied composition in Vermeer's paintings invokes a balanced harmony.

ترکیب مطالعه شده در نقاشی های ورمر، هارمونی متعادل را تداعی می کند.

منبع: TED-Ed (video version)

This led the administration to actually invoke some of the social distancing options that were available.

این امر باعث شد دولت برخی از گزینه های فاصله اجتماعی که در دسترس بودند را فراخوانی کند.

منبع: VOA Standard English_Americas

The dearth of evidence was repeatedly invoked over the years as justification for denying burn-pit-related claims.

کمبود شواهد بارها در طول سال ها به عنوان توجیه برای رد مطالبات مربوط به گودال های سوختگی مورد استفاده قرار گرفت.

منبع: New York Times

Raul is pointing out, actually, Raul is invoking point number two.

راول در حال حاضر اشاره می کند، در واقع راول به نکته شماره دو اشاره می کند.

منبع: Harvard University Open Course "Justice: What's the Right Thing to Do?"

I'm the one that invoked the curse!

من کسی هستم که نفرین را فراخوانی کردم!

منبع: Lost Girl Season 2

Our founders invoked our Creator four times in the Declaration of Independence.

موسسین ما چهار بار خالق خود را در اعلامیه استقلال فراخوانی کردند.

منبع: Celebrity Speech Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید