invokes curiosity
ایجاد کنجکاوی
invokes emotion
ایجاد احساسات
invokes memory
ایجاد خاطره
invokes thought
ایجاد تفکر
invokes interest
ایجاد علاقه
invokes response
ایجاد پاسخ
invokes action
ایجاد اقدام
invokes inspiration
ایجاد الهام
invokes debate
ایجاد بحث
invokes change
ایجاد تغییر
his speech invokes a sense of nostalgia.
سخنرانی او حسی از نوستالژی را برمیانگیزد.
the movie invokes deep emotions in the audience.
فیلم عواطف عمیقی را در بینندگان برمیانگیزد.
this painting invokes memories of my childhood.
این نقاشی خاطرات دوران کودکی من را زنده میکند.
the ritual invokes the spirits of our ancestors.
این آیین ارواح نیاکان ما را احضار میکند.
the song invokes feelings of happiness and joy.
این آهنگ احساساتی از شادی و خوشحالی را برمیانگیزد.
her smile invokes a sense of warmth.
لبخند او حسی از گرما را برمیانگیزد.
the book invokes a vivid picture of the past.
این کتاب تصویری زنده از گذشته را به ذهن میرساند.
his actions invoke a strong reaction from the crowd.
این اقدامات او واکنشی قوی از سوی جمعیت را برمیانگیزد.
the ceremony invokes traditions that date back centuries.
این مراسم آثاری را احیا میکند که قرنها قدمت دارند.
the fragrance invokes memories of my grandmother's kitchen.
این عطر خاطرات آشپزخانه مادربزرگم را زنده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید