invokes

[ایالات متحده]/ɪnˈvəʊks/
[بریتانیا]/ɪnˈvoʊks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درخواست کمک از یک قدرت بالاتر؛ استناد یا درخواست به عنوان یک مرجع؛ به اجرا درآوردن یا اعمال کردن (حقوق)

عبارات و ترکیب‌ها

invokes curiosity

ایجاد کنجکاوی

invokes emotion

ایجاد احساسات

invokes memory

ایجاد خاطره

invokes thought

ایجاد تفکر

invokes interest

ایجاد علاقه

invokes response

ایجاد پاسخ

invokes action

ایجاد اقدام

invokes inspiration

ایجاد الهام

invokes debate

ایجاد بحث

invokes change

ایجاد تغییر

جملات نمونه

his speech invokes a sense of nostalgia.

سخنرانی او حسی از نوستالژی را برمی‌انگیزد.

the movie invokes deep emotions in the audience.

فیلم عواطف عمیقی را در بینندگان برمی‌انگیزد.

this painting invokes memories of my childhood.

این نقاشی خاطرات دوران کودکی من را زنده می‌کند.

the ritual invokes the spirits of our ancestors.

این آیین ارواح نیاکان ما را احضار می‌کند.

the song invokes feelings of happiness and joy.

این آهنگ احساساتی از شادی و خوشحالی را برمی‌انگیزد.

her smile invokes a sense of warmth.

لبخند او حسی از گرما را برمی‌انگیزد.

the book invokes a vivid picture of the past.

این کتاب تصویری زنده از گذشته را به ذهن می‌رساند.

his actions invoke a strong reaction from the crowd.

این اقدامات او واکنشی قوی از سوی جمعیت را برمی‌انگیزد.

the ceremony invokes traditions that date back centuries.

این مراسم آثاری را احیا می‌کند که قرن‌ها قدمت دارند.

the fragrance invokes memories of my grandmother's kitchen.

این عطر خاطرات آشپزخانه مادربزرگم را زنده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید