activates

[ایالات متحده]/ˈæktɪveɪts/
[بریتانیا]/ˈæktɪˌveɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را فعال کردن یا شروع به کار کردن؛ راه اندازی یا به حرکت درآوردن یک فرایند یا رویداد.

عبارات و ترکیب‌ها

activates his/her potential

فعال کردن پتانسیل او

activates new pathways

فعال کردن مسیرهای جدید

activates the enzyme

فعال کردن آنزیم

activates the program

فعال کردن برنامه

activates a memory

فعال کردن یک خاطره

activates the hormone

فعال کردن هورمون

جملات نمونه

the new software activates hidden features.

نرم‌افزار جدید ویژگی‌های پنهان را فعال می‌کند.

sunlight activates photosynthesis in plants.

نور خورشید فتوسنتز را در گیاهان فعال می‌کند.

exercise activates endorphins, which improve mood.

ورزش اندورفین‌ها را فعال می‌کند که باعث بهبود خلق و خو می‌شوند.

the alarm activates when the door is opened.

آلارم هنگامی که در باز می‌شود فعال می‌شود.

a strong immune system activates quickly to fight infection.

یک سیستم ایمنی قوی به سرعت برای مبارزه با عفونت فعال می‌شود.

the vaccine activates the body's natural defenses.

واکسن دفاع طبیعی بدن را فعال می‌کند.

her speech activates her audience.

سخنرانی او مخاطبانش را فعال می‌کند.

the new policy activates a series of reforms.

سیاست جدید یک سری اصلاحات را فعال می‌کند.

the button activates the device.

دکمه دستگاه را فعال می‌کند.

his words activate her memories.

کلماتش خاطرات او را فعال می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید