itemization

[ایالات متحده]/ˌaɪtəmaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌaɪtəmaɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل فهرست کردن موارد یکی یکی؛ ثبت یا شمارش دقیق

عبارات و ترکیب‌ها

itemization process

فرآیند جزئی‌سازی

itemization details

جزئیات جزئی‌سازی

itemization report

گزارش جزئی‌سازی

itemization method

روش جزئی‌سازی

itemization strategy

استراتژی جزئی‌سازی

itemization summary

خلاصه جزئی‌سازی

itemization table

جدول جزئی‌سازی

itemization criteria

معیارهای جزئی‌سازی

itemization analysis

تجزیه و تحلیل جزئی‌سازی

جملات نمونه

the itemization of expenses is crucial for budget planning.

تفکیک هزینه‌ها برای برنامه‌ریزی بودجه بسیار مهم است.

we need a detailed itemization of the project costs.

ما به یک تفکیک دقیق هزینه‌های پروژه نیاز داریم.

itemization helps in understanding where the money is going.

تفکیک به درک اینکه پول کجا می‌رود کمک می‌کند.

the accountant provided a thorough itemization of the income.

حسابدار یک تفکیک کامل از درآمد ارائه کرد.

itemization of the services rendered is necessary for invoicing.

تفکیک خدمات ارائه شده برای صدور صورت‌حساب ضروری است.

she requested an itemization of the charges before payment.

او قبل از پرداخت درخواست تفکیک هزینه‌ها را کرد.

itemization can help identify unnecessary expenditures.

تفکیک می‌تواند به شناسایی هزینه‌های غیرضروری کمک کند.

his report included an itemization of all the tasks completed.

گزارش او شامل تفکیک تمام وظایفی بود که تکمیل شده بودند.

effective itemization is key to financial transparency.

تفکیک موثر کلید شفافیت مالی است.

they provided an itemization of the benefits included in the package.

آنها یک تفکیک از مزایای موجود در بسته ارائه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید