cataloguing system
سیستم فهرستنویسی
cataloguing process
فرآیند فهرستنویسی
cataloguing standards
استانداردهای فهرستنویسی
cataloguing tools
ابزارهای فهرستنویسی
cataloguing software
نرمافزار فهرستنویسی
cataloguing practices
روشهای فهرستنویسی
cataloguing guidelines
دستورالعملهای فهرستنویسی
cataloguing records
ثبتنامهای فهرستنویسی
cataloguing methods
روشهای فهرستنویسی
cataloguing services
خدمات فهرستنویسی
the library is focusing on cataloguing new arrivals.
کتابخانه بر روی فهرستنویسی تازهواردان تمرکز دارد.
cataloguing historical documents requires special care.
فهرستنویسی اسناد تاریخی نیاز به مراقبت ویژه دارد.
she spent the afternoon cataloguing her art collection.
او بعد از ظهر را به فهرستنویسی مجموعه هنری خود گذراند.
cataloguing digital resources is essential for easy access.
فهرستنویسی منابع دیجیتال برای دسترسی آسان ضروری است.
they are cataloguing the species found in the rainforest.
آنها گونههای یافت شده در جنگل بارانی را فهرستنویسی میکنند.
cataloguing inventory helps businesses manage their stock.
فهرستنویسی موجودی به کسب و کارها کمک میکند تا موجودی خود را مدیریت کنند.
she is responsible for cataloguing the museum's exhibits.
او مسئول فهرستنویسی نمایشگاههای موزه است.
cataloguing the data will improve our research efficiency.
فهرستنویسی دادهها به بهبود کارایی تحقیق ما کمک میکند.
the team is cataloguing feedback from the customers.
تیم در حال فهرستنویسی بازخورد مشتریان است.
cataloguing the books by genre makes finding them easier.
فهرستنویسی کتابها بر اساس ژانر پیدا کردن آنها را آسانتر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید