jam

[ایالات متحده]/dʒæm/
[بریتانیا]/dʒæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت شلوغ و دشوار
vt. & vi. به طور فشرده بسته‌بندی کردن، پر کردن با جمعیت
vt. تداخل کردن با (انتقال امواج رادیویی) با پخش در همان فرکانس

عبارات و ترکیب‌ها

berry jam

مربای توت فرنگی

homemade jam

مربای خانگی

jam jar

شیشه مربا

jam session

جلسه بداهه

strawberry jam

مربای توت فرنگی

traffic jam

ترافیک سنگین

in a jam

در یک وضعیت مشکل‌ساز

jam in

وارد شدن در یک وضعیت مشکل‌ساز

jam on

ادامه دادن در یک وضعیت مشکل‌ساز

ice jam

ترافیک یخی

paper jam

گیر کاغذ

جملات نمونه

these jam tarts are gorgeous.

این تارت‌های مربایی فوق‌العاده‌اند.

This kind of jam is made of berry.

این نوع مربا از توت درست شده است.

bread thickly spread with plum jam

نان به طور ضخیم با مربای آلو پوشانده شده است.

jam the brakes on.

به سرعت ترمز را بزنید.

a road that was jam-packed with vehicles.

جاده‌ای که مملو از خودرو بود.

jamed herself through the porthole

خودش را از طریق دریچه بیرون فشار داد.

a jam pot; a mustard pot.

یک پارچ مربا؛ یک پارچ خردل.

to jam various things into a suitcase

چندین چیز را در یک چمدان جا داد.

to jam one's finger in a door

انگشت خود را در در گیر کرد.

She spread the toast thinly with raspberry jam.

او نان تست را به آرامی با مربای تمشک پوشاند.

James has a fine treble voice.

جیمز صدای زیر خوبی دارد.

The authorities were unable to jam this wavelength.

مقامات نتوانستند این طول موج را مسدود کنند.

the Very Reverend James Wilkins.

جیمز ویلکینس، اسقف ارشد.

Wednesdays, the jazz DJ hosts a jam session.

هر چهارشنبه، دی‌جی جاز میزبان یک جلسه بداهه نوازی است.

James was all over her.

جیمز همه جا حضور داشت.

James sold his business.

جیمز کسب و کار خود را فروخت.

نمونه‌های واقعی

Humans prefer jam today to jam tomorrow.

انسان‌ها ترجیح می‌دهند امروز مربا بخورند تا مربای فردا.

منبع: The Economist - Arts

I want some jam for my bread.

من می‌خواهم مقداری مربا برای نانم.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Maybe there'll be traffic jams in the air.

شاید ترافیک در هوا ایجاد شود.

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

Let's get jamming on the toe jam, people.

بیا روی مربای انگشتان پا شروع به نواختن کنیم، مردم.

منبع: Mulan 2

We ate a whole jar of jam.

ما یک شیشه مربا خوردیم.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Malaysian curry jam, scallions, cilantro, and onions.

مربای کاری مالزیایی، پیازچه، گشنیز و پیاز.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

Jam finger, jam finger where are you?

انگشت مربایی، انگشت مربایی، کجا هستی؟

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

Well done. OK, now we jam the cake.

خوب کردی. باشه، حالا کیک رو مرباج کن.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Is there any jam or honey in the cupboard?

آیا مربا یا عسل در کمد وجود دارد؟

منبع: New Concept English for Children (3L English) Book 1

Dave brought his drums over so we could jam.

دیو درام‌هایش را آورد تا بتوانیم بنوازم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید