berry jam
مربای توت فرنگی
homemade jam
مربای خانگی
jam jar
شیشه مربا
jam session
جلسه بداهه
strawberry jam
مربای توت فرنگی
traffic jam
ترافیک سنگین
in a jam
در یک وضعیت مشکلساز
jam in
وارد شدن در یک وضعیت مشکلساز
jam on
ادامه دادن در یک وضعیت مشکلساز
ice jam
ترافیک یخی
paper jam
گیر کاغذ
these jam tarts are gorgeous.
این تارتهای مربایی فوقالعادهاند.
This kind of jam is made of berry.
این نوع مربا از توت درست شده است.
bread thickly spread with plum jam
نان به طور ضخیم با مربای آلو پوشانده شده است.
jam the brakes on.
به سرعت ترمز را بزنید.
a road that was jam-packed with vehicles.
جادهای که مملو از خودرو بود.
jamed herself through the porthole
خودش را از طریق دریچه بیرون فشار داد.
a jam pot; a mustard pot.
یک پارچ مربا؛ یک پارچ خردل.
to jam various things into a suitcase
چندین چیز را در یک چمدان جا داد.
to jam one's finger in a door
انگشت خود را در در گیر کرد.
She spread the toast thinly with raspberry jam.
او نان تست را به آرامی با مربای تمشک پوشاند.
James has a fine treble voice.
جیمز صدای زیر خوبی دارد.
The authorities were unable to jam this wavelength.
مقامات نتوانستند این طول موج را مسدود کنند.
the Very Reverend James Wilkins.
جیمز ویلکینس، اسقف ارشد.
Wednesdays, the jazz DJ hosts a jam session.
هر چهارشنبه، دیجی جاز میزبان یک جلسه بداهه نوازی است.
James was all over her.
جیمز همه جا حضور داشت.
James sold his business.
جیمز کسب و کار خود را فروخت.
Humans prefer jam today to jam tomorrow.
انسانها ترجیح میدهند امروز مربا بخورند تا مربای فردا.
منبع: The Economist - ArtsI want some jam for my bread.
من میخواهم مقداری مربا برای نانم.
منبع: American Family Universal Parent-Child EnglishMaybe there'll be traffic jams in the air.
شاید ترافیک در هوا ایجاد شود.
منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School EnglishLet's get jamming on the toe jam, people.
بیا روی مربای انگشتان پا شروع به نواختن کنیم، مردم.
منبع: Mulan 2We ate a whole jar of jam.
ما یک شیشه مربا خوردیم.
منبع: High-frequency vocabulary in daily lifeMalaysian curry jam, scallions, cilantro, and onions.
مربای کاری مالزیایی، پیازچه، گشنیز و پیاز.
منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet FoodJam finger, jam finger where are you?
انگشت مربایی، انگشت مربایی، کجا هستی؟
منبع: Uncle teaches you to learn basic English.Well done. OK, now we jam the cake.
خوب کردی. باشه، حالا کیک رو مرباج کن.
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"Is there any jam or honey in the cupboard?
آیا مربا یا عسل در کمد وجود دارد؟
منبع: New Concept English for Children (3L English) Book 1Dave brought his drums over so we could jam.
دیو درامهایش را آورد تا بتوانیم بنوازم.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید