jar

[ایالات متحده]/dʒɑː(r)/
[بریتانیا]/dʒɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی با دهانه وسیع، معمولاً از شیشه یا خاک رس ساخته شده
vi. صدای خشن و سوزناکی ایجاد کردن
vt. لرزاندن یا ارتعاش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

glass jar

شیشه جار

mason jar

شیشه دربندی

cookie jar

جای شیرینی

jam jar

شیشه مربا

pickling jar

شیشه ترشی

empty jar

شیشه خالی

bell jar

ظرف بلندی

jar on

روی شیشه جار

on the jar

روی شیشه

جملات نمونه

a jar of instant coffee.

یک بطری قهوه فوری

a jar of cherry preserve.

یک شیشه مربای گیلاس

That jars with the surroundings.

این موضوع با محیط اطراف همخوانی ندارد.

a jar with floral designs on the exterior.

یک پارچ با طرح‌های گلدار روی قسمت بیرونی.

we got through jars of mustard.

ما از طریق شیشه های خردل عبور کردیم.

a neat regiment of jars and bottles.

یک ردیف منظم از شیشه ها و بطری ها.

Their voices jar on my nerves.

صدای آنها اعصاب من را به هم می‌ریزد.

The paint of the house jars with the beautiful surroundings.

رنگ خانه با محیط زیبای اطراف همخوانی ندارد.

put up six jars of jam.

شش شیشه مربا گذاشت.

The jar's capacity is under three quarts.

ظرفیت پارچه کمتر از سه کوارت است.

His opinions jar with mine.

نظرات او با نظرات من همخوانی ندارد.

place a quantity of mud in a jar with water above.

مقدار کمی گل را در یک شیشه با آب بالای آن قرار دهید.

they got caught with their hands in the cookie jar .

آنها در حالتی دستگیر شدند که دستشان در ظرف کوکی بود.

we got through four whole jars of mustard.

ما از طریق چهار شیشه کامل خردل عبور کردیم.

Donald hefted a stone jar of whisky into position.

دونالد یک پارچه سنگی ویسکی را در موقعیت قرار داد.

sniffed at the jar to see what it held.

برای دیدن چه چیزی در آن بود، به شیشه بو کرد.

This jar of pure honey weighs 350 grams net.

این شیشه عسل خالص دارای وزن خالص 350 گرم است.

The jar contained assorted hard candies.

شیشه حاوی آبنبات‌های سفت و متنوع بود.

نمونه‌های واقعی

We ate a whole jar of jam.

ما یک شیشه کامل مربا خوردیم.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

She is a Hello Kitty tip jar.

او یک ظرفیت سرتیپ Hello Kitty است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

I'm going to give you a tip jar.

من قصد دارم یک ظرفیت سرتیپ به شما بدهم.

منبع: The Ellen Show

You're worth a half jar of mustared pickles.

شما ارزش نصف شیشه خیارشور با طعم خردل را دارید.

منبع: Collection of Interesting Stories

Wendy puts some jars in her bag.

وندی چند ظرف را در کیف خود قرار می‌دهد.

منبع: L0 English Enlightenment

You need a glass jar for a candle.

شما به یک شیشه شیشه‌ای برای یک شمع نیاز دارید.

منبع: VOA Standard English_Americas

The Sainsbury's one is a relatively small jar.

یکی از Sainsbury's یک ظرف نسبتاً کوچک است.

منبع: Gourmet Base

Avery grabbed the jar and rushed to the truck.

اووری ظرف را برداشت و به سرعت به کامیون رفت.

منبع: Charlotte's Web

You can't take the jars on the airplane.

شما نمی‌توانید ظرف‌ها را در هواپیما بردارید.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

Maybe I can find a jar of peanut butter.

شاید بتوانم یک ظرف کره بادام زمینی پیدا کنم.

منبع: Deadly Women

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید