pot

[ایالات متحده]/pɒt/
[بریتانیا]/pɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی برای نگهداری مایع یا مواد دیگر؛ قابلمه
v. قرار دادن یا نگهداری در قابلمه؛ شلیک کردن
vi. به طور تصادفی شلیک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

clay pot

گلدان خاک

crock pot

قابلمه برقی

pot holder

holder قابلمه

flower pot

گلدان

hot pot

دیگ داغ

pots and pans

قاب و ماهیتابه

pot of gold

گنجینه طلا

in one's pots

در قابلمه‌ها

melting pot

گودال ذوب

in the pot

در قابلمه

coffee pot

کتری قهوه

pot culture

فرهنگ گلدانی

pot life

طول عمر قابلمه

tea pot

کتری

cooking pot

قابلمه

sweeten the pot

شیرین کردن فضا

chamber pot

تشت و لگن

boil the pot

جوشاندن قابلمه

a big pot

یک قابلمه بزرگ

water pot

گلدان آب

pot luck

غذای مشترک

جملات نمونه

a pot of coffee.

یک فنجان قهوه

set a pot on the fire

یک ظرف را روی آتش قرار دهید

She made a pot of coffee.

او یک فنجان قهوه درست کرد.

a row of pots on a shelf

یک ردیف از گلدان ها روی یک قفسه

The company went to pot at last.

شرکت در نهایت به نابودی کشیده شد.

a pot of stew; brewed a pot of coffee.

یک کاسه خورش؛ قهوه درست کرد.

a pot of tea is allowed to draw.

اجازه دهید یک کتری چای دم بکشد.

a fanciful story about a pot of gold.

یک داستان خیالی درباره یک گلدان طلا.

banged the pots in the kitchen.

او در آشپزخانه به گلدان ها ضربه زد.

a jam pot; a mustard pot.

یک پارچ مربا؛ یک پارچ خردل.

made pots of money on their investment.

با سرمایه گذاری خود پول زیادی به دست آوردند.

a rattler of pots and pans.

کسی که گلدان ها و تابه ها را به صدا در می آورد.

won the whole pot in bridge;

در بازی بیلیارد، کل گلدان را برد.

The pot is boiling away on the fire.

قابلمه روی آتش در حال جوشیدن است.

The pot bubbled quietly.

قابلمه به آرامی جوشید.

burn clay pots in a kiln.

گلدان‌های خاک رس را در تنور سوزاند.

Don't touch that pot; it's very hot.

به آن گلدان دست نزنید؛ خیلی داغ است.

A pot is a vessel for holding food.

گلدان ظرفی برای نگهداری غذا است.

نمونه‌های واقعی

It is designed to provide clay pot.

هدف آن ارائه گلدان سفالی است.

منبع: CCTV Observations

Some held huge pots made of terracotta.

برخی گلدان های بزرگ ساخته شده از سفال داشتند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

A pot, " pot, " is what the coffee is put in.

گلدان، جایی است که قهوه در آن ریخته می‌شود.

منبع: Lucy’s Day in ESL

He brewed a pot of tea for us.

او یک قوری چای برای ما درست کرد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

I don't care which pot is regular and which pot is decaf.

من مهم نیست کدام گلدان معمولی است و کدام گلدان بدون کافئین است.

منبع: Friends Season 3

Sounds like " The kettle calls the pot black."

به نظر می‌رسد مانند " دیگ سیاه را به گلدان نسبت می‌دهد."

منبع: Tips for IELTS Speaking.

He shaped a pot out of the clay.

او یک گلدان از خاک شکل داد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Do you offer mutton hot pot at noon?

آیا شما در ظهر غذای گوشت گوسفند در گلدان ارائه می‌دهید؟

منبع: Traveling Abroad Conversation Scenarios: Dining Edition

Susie, does our office kitchen have any pots?

سوزی، آیا آشپزخانه دفتر ما هیچ گلدانی دارد؟

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

So, we have designed plant pots that self-fertilize.

بنابراین، ما گلدان‌های گیاهانی را طراحی کرده‌ایم که خودشان کود می‌دهند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید