jocularity

[ایالات متحده]/dʒɒkˈjʊləti/
[بریتانیا]/dʒɑːˈkjʊləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت شوخ طبعی یا بازیگوشی؛ عمل شوخی یا مزاح کردن

عبارات و ترکیب‌ها

jocularity level

سطح خوش‌مزه‌گی

jocularity index

شاخص خوش‌مزه‌گی

jocularity style

سبک خوش‌مزه‌گی

jocularity quotient

ضریب خوش‌مزه‌گی

jocularity factor

عامل خوش‌مزه‌گی

jocularity moment

لحظه خوش‌مزه‌گی

jocularity effect

اثر خوش‌مزه‌گی

jocularity theme

موضوع خوش‌مزه‌گی

jocularity tone

آهنگ خوش‌مزه‌گی

jocularity expression

بیان خوش‌مزه‌گی

جملات نمونه

his jocularity lightened the mood at the party.

خوش‌مزاجی او فضایی شاداب در مهمانی ایجاد کرد.

she appreciated his jocularity during tough times.

او در زمان‌های سخت از خوش‌مزاجی او قدردانی کرد.

the jocularity of the comedian kept everyone entertained.

خوش‌مزاجی کمدین همه را سرگرم می‌کرد.

they often shared jocularity over coffee breaks.

آنها اغلب در زمان استراحت قهوه، خوش‌مزاجی را با هم به اشتراک می‌گذاشتند.

his jocularity was infectious, making everyone laugh.

خوش‌مزاجی او مسری بود و باعث می‌شد همه بخندند.

in moments of stress, i rely on jocularity to cope.

در زمان‌های استرس، من برای مقابله به خوش‌مزاجی متکی هستم.

the jocularity in their conversations made them closer.

خوش‌مزاجی در مکالمات آنها باعث نزدیک‌تر شدن آنها به یکدیگر شد.

his jocularity often diffused tense situations.

خوش‌مزاجی او اغلب موقعیت‌های پرتنش را از بین می‌برد.

she has a natural jocularity that draws people in.

او یک خوش‌مزاجی طبیعی دارد که افراد را جذب می‌کند.

jocularity can be a great icebreaker in new groups.

خوش‌مزاجی می‌تواند یک شروع‌کننده عالی در گروه‌های جدید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید