lightheartedness

[ایالات متحده]/laɪtˈhɑːtɪdnəs/
[بریتانیا]/laɪtˈhɑrtɪdnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت بی‌خیالی و شادابی؛ کیفیت سبک‌مغزی

عبارات و ترکیب‌ها

pure lightheartedness

سبکبالی محض

embrace lightheartedness

آغوش گرفتن سبکبالی

celebrate lightheartedness

جشن گرفتن سبکبالی

find lightheartedness

پیدا کردن سبکبالی

spread lightheartedness

گسترش سبکبالی

exude lightheartedness

نشان دادن سبکبالی

radiate lightheartedness

تابش سبکبالی

cultivate lightheartedness

پرورش سبکبالی

foster lightheartedness

ترویج سبکبالی

share lightheartedness

به اشتراک گذاشتن سبکبالی

جملات نمونه

her lightheartedness made the party much more enjoyable.

شادمانی او مهمانی را بسیار لذت‌بخش‌تر کرد.

he approached life with a sense of lightheartedness.

او زندگی را با حس شادمانی پیش می‌برد.

the children's lightheartedness was infectious.

شادمانی کودکان بسیار مسری بود.

in times of stress, a bit of lightheartedness can help.

در زمان‌های استرس، کمی شادمانی می‌تواند کمک کند.

her lightheartedness shone through in her writing.

شادمانی او در نوشته‌هایش به خوبی نمایان می‌شد.

they shared a moment of lightheartedness during the meeting.

آنها در طول جلسه لحظه‌ای از شادمانی را با هم تقسیم کردند.

lightheartedness is essential for a balanced life.

شادمانی برای داشتن یک زندگی متعادل ضروری است.

the comedian's lightheartedness lifted everyone's spirits.

شادمانی کمدین روحیه همه را بالا برد.

she always brings a sense of lightheartedness to our discussions.

او همیشه حس شادمانی را به بحث‌های ما می‌آورد.

finding lightheartedness in tough situations is a skill.

پیدا کردن شادمانی در شرایط سخت یک مهارت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید