kick

[ایالات متحده]/kɪk/
[بریتانیا]/kɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. لگد زدن
n. لگد، هیجان شدید

عبارات و ترکیب‌ها

kick the ball

زدن توپ با پا

kickboxing

کیک‌بوکسینگ

kick off

شروع

kickback

پول پشت‌پرده

kick oneself

خود را لگد بزن

kick in

وارد شدن

free kick

ضربه آزاد

kick out

خارج کردن

alive and kicking

زنده و سرپا

kick back

استراحت کردن

penalty kick

ضربه پنالتی

kick up

ایجاد کردن

for kicks

برای تفریح

kick start

شروع سریع

kick the habit

ترك عادت

corner kick

ضربه کرنر

spot kick

ضربه پنالتی

kick on

ادامه دادن

kick ass

بکوبش

kick your ass

به تو ضربه بزن

kick around

بازی کردن

kick at

لگد زدن به

جملات نمونه

a kick in the head.

ضربه به سر

a free kick from the left.

ضربه آزاد از سمت چپ

got a kick out of the show.

از نمایش لذت بردم.

Don't kick the ball into the road.

توپ را به داخل خیابان ننداز.

The baby was kicking and screaming.

نوزاد لگد می‌زد و فریاد می‌زد.

The horse kicked him on the shin.

اسب او را به ساق پا لگد زد.

a booming kick from the touchline.

ضربه محکم از خط کنار

he floated the kick into the net.

او ضربه را به داخل شبکه شناور کرد.

his free kick was a real flyer.

ضربه آزاد او یک پرتاب واقعی بود.

he took a flying kick at a policeman.

او با یک ضربه پا به یک افسر پلیس حمله کرد.

the kick would hardly be a gimme in that wind.

این ضربه به سختی یک گیمی در آن باد نبود.

she kicked out at him.

او به سمت او لگد زد.

this broken promise is a kick in the teeth for football.

این قول شکسته ضربه‌ای به فوتبال است.

they need to kick-start the economy.

آنها باید اقتصاد را دوباره راه‌اندازی کنند.

the kicker was you couldn't get a permit.

نکته این بود که نمی‌توانستید پروانه دریافت کنید.

it was just luck that the first kick went in.

فقط خوش شانسی بود که اولین ضربه وارد شد.

The engine finally kicked over.

موتور بالاخره روشن شد.

kicked up a row.

یک جنجال به پا کرد.

kick that bejesus out of him

آن شر و شیطان را از او بیرون کنید

نمونه‌های واقعی

There's a reason why it kicks in.

دلیلی وجود دارد که چرا شروع به کار می کند.

منبع: Apple latest news

So how do we kick this FOMO?

پس چگونه می توانیم این ترس از دست دادن را از بین ببریم؟

منبع: Popular Science Essays

I thought you might get a kick out of seeing.

فکر کردم ممکن است از دیدنش لذت ببرید.

منبع: Desperate Housewives Season 3

I was not expecting that little kick.

من انتظار آن ضربه کوچک را نداشتم.

منبع: Gourmet Base

This is where the magic kicks in.

اینجاست که جادو شروع می شود.

منبع: Curious Muse

You have to be kicked and beaten.

شما باید لگد و کتک بخورید.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

This gives the asteroid a small kick in the opposite direction.

این به سیارک یک لگد کوچک در جهت مخالف می دهد.

منبع: Natural History Museum

The robots got their kicks for a change.

ربات ها برای تغییر، هیجان خود را به دست آوردند.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

There is not much kick in the cocktail.

در این کوکتل آنقدر هیجان وجود ندارد.

منبع: Travel English for Going Abroad

You can see SDSS kick in around Y2K.

می توانید ببینید که SDSS در حدود سال 2000 شروع به کار می کند.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید