kick the ball
زدن توپ با پا
kickboxing
کیکبوکسینگ
kick off
شروع
kickback
پول پشتپرده
kick oneself
خود را لگد بزن
kick in
وارد شدن
free kick
ضربه آزاد
kick out
خارج کردن
alive and kicking
زنده و سرپا
kick back
استراحت کردن
penalty kick
ضربه پنالتی
kick up
ایجاد کردن
for kicks
برای تفریح
kick start
شروع سریع
kick the habit
ترك عادت
corner kick
ضربه کرنر
spot kick
ضربه پنالتی
kick on
ادامه دادن
kick ass
بکوبش
kick your ass
به تو ضربه بزن
kick around
بازی کردن
kick at
لگد زدن به
a kick in the head.
ضربه به سر
a free kick from the left.
ضربه آزاد از سمت چپ
got a kick out of the show.
از نمایش لذت بردم.
Don't kick the ball into the road.
توپ را به داخل خیابان ننداز.
The baby was kicking and screaming.
نوزاد لگد میزد و فریاد میزد.
The horse kicked him on the shin.
اسب او را به ساق پا لگد زد.
a booming kick from the touchline.
ضربه محکم از خط کنار
he floated the kick into the net.
او ضربه را به داخل شبکه شناور کرد.
his free kick was a real flyer.
ضربه آزاد او یک پرتاب واقعی بود.
he took a flying kick at a policeman.
او با یک ضربه پا به یک افسر پلیس حمله کرد.
the kick would hardly be a gimme in that wind.
این ضربه به سختی یک گیمی در آن باد نبود.
she kicked out at him.
او به سمت او لگد زد.
this broken promise is a kick in the teeth for football.
این قول شکسته ضربهای به فوتبال است.
they need to kick-start the economy.
آنها باید اقتصاد را دوباره راهاندازی کنند.
the kicker was you couldn't get a permit.
نکته این بود که نمیتوانستید پروانه دریافت کنید.
it was just luck that the first kick went in.
فقط خوش شانسی بود که اولین ضربه وارد شد.
The engine finally kicked over.
موتور بالاخره روشن شد.
kicked up a row.
یک جنجال به پا کرد.
kick that bejesus out of him
آن شر و شیطان را از او بیرون کنید
There's a reason why it kicks in.
دلیلی وجود دارد که چرا شروع به کار می کند.
منبع: Apple latest newsSo how do we kick this FOMO?
پس چگونه می توانیم این ترس از دست دادن را از بین ببریم؟
منبع: Popular Science EssaysI thought you might get a kick out of seeing.
فکر کردم ممکن است از دیدنش لذت ببرید.
منبع: Desperate Housewives Season 3I was not expecting that little kick.
من انتظار آن ضربه کوچک را نداشتم.
منبع: Gourmet BaseThis is where the magic kicks in.
اینجاست که جادو شروع می شود.
منبع: Curious MuseYou have to be kicked and beaten.
شما باید لگد و کتک بخورید.
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsThis gives the asteroid a small kick in the opposite direction.
این به سیارک یک لگد کوچک در جهت مخالف می دهد.
منبع: Natural History MuseumThe robots got their kicks for a change.
ربات ها برای تغییر، هیجان خود را به دست آوردند.
منبع: CNN 10 Student English January 2021 CollectionThere is not much kick in the cocktail.
در این کوکتل آنقدر هیجان وجود ندارد.
منبع: Travel English for Going AbroadYou can see SDSS kick in around Y2K.
می توانید ببینید که SDSS در حدود سال 2000 شروع به کار می کند.
منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید