stop

[ایالات متحده]/stɒp/
[بریتانیا]/stɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مسدود کردن; متوقف کردن; قطع کردن
vi. به حالت توقف درآمدن; مسدود شدن
n. قطع; توقف; ایستگاه

عبارات و ترکیب‌ها

bus stop

ایستگاه اتوبوس

stop at

توقف در

stop in

توقف در

stop short

توقف کوتاه

stop by

به‌دیدار آمدن

full stop

نقطه

stop at nothing

توقف در برابر هیچ چیز

without a stop

بدون توقف

stop doing

متوقف کردن انجام دادن

stop sign

تابلو ایست

stop over

توقف کوتاه

stop up

توقف بالا

stop valve

شیر توقف

stop work

توقف کار

automatic stop

توقف خودکار

emergency stop

توقف اضطراری

stop time

زمان توقف

stop complaining

درباره‌ی شکایت کردن متوقف شوید

جملات نمونه

Stop it this instant.

فورا آن را متوقف کن.

stop at no sacrifices

بدون هیچ قربانی متوقف نشوید.

Stop at this point.

در این نقطه متوقف شوید.

Stop that this minute!

همین الان آن را متوقف کنید!

the tap won't stop dripping.

شیر آب نمی‌تواند از چکه کردن متوقف شود.

Stop here for a rest.

برای استراحت اینجا متوقف شوید.

the car stops on a sixpence.

ماشین با یک شش پنس متوقف می‌شود.

a whistle-stop tour of Britain.

یک سفر سریع و کوتاه به بریتانیای کبیر.

will you stop here, please.

آیا اینجا متوقف می‌شوید، لطفاً؟

stop short of actual crime

از ارتکاب جرم اجتناح کنید

stop short of home signal

قبل از رسیدن به سیگنال خانگی متوقف شوید.

نمونه‌های واقعی

Stop. Stop panicking. - I'm not panicking.

توقف کن. نترسیدن را متوقف کن. - من نترسیدم.

منبع: Sherlock Holmes Detailed Explanation

Stop it! Stop inventing these wild tales!

آن را متوقف کن! متوقف کردن ساختن این داستان های وحشی!

منبع: Charlotte's Web

The policeman whistled for the automobile to stop.

پلیس برای توقف اتومبیل سوت زد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

I mean, how can kung fu stop something that stops kung fu?

منظورم این است، چگونه کونگ فو می تواند چیزی را متوقف کند که کونگ فو را متوقف می کند؟

منبع: Kung Fu Panda 2

I'll let my dad know that you stopped by.

به پدرم بگو که شما سر زده آمدید.

منبع: Desperate Housewives Season 1

The train will be stopping in five minutes.

قطار در پنج دقیقه توقف خواهد کرد.

منبع: Travel Across America

The twins have finally stopped their screaming.

دوقلوها بالاخره فریاد زدن خود را متوقف کرده اند.

منبع: Beethoven lives upstairs from me.

Oh, stop affecting that stupid hip-hop dialect.

اوه، متوقف کردن تقلید از لهجه هیپ هاپ احمقانه را متوقف کن.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

And what? Why do you stop there?

و چه؟ چرا آنجا متوقف می شوید؟

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 9, Volume 1)

Sometimes we forget when we should stop.

گاهی اوقات فراموش می کنیم چه زمانی باید متوقف کنیم.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 9, Volume 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید