kickbacks

[ایالات متحده]/ˈkɪkbæks/
[بریتانیا]/ˈkɪkˌbæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمیسیون‌ها یا تخفیف‌هایی که به کسی داده می‌شود در ازای تسهیل یک معامله؛ واکنش‌ها یا پاسخ‌های شدید

عبارات و ترکیب‌ها

illegal kickbacks

رشوه غیرقانونی

financial kickbacks

رشوه های مالی

government kickbacks

رشوه های دولتی

corporate kickbacks

رشوه های شرکتی

bribery kickbacks

رشوه و تبانی

real estate kickbacks

رشوه در زمینه املاک

contract kickbacks

رشوه در قراردادها

kickbacks scheme

طرح رشوه

vendor kickbacks

رشوه فروشندگان

hidden kickbacks

رشوه های پنهان

جملات نمونه

many companies offer kickbacks to secure contracts.

شرکت‌های زیادی برای تضمین قراردادها رشوه می‌دهند.

kickbacks can lead to serious legal consequences.

رشوه می‌تواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.

he was accused of accepting kickbacks from suppliers.

اتهام وارد شد که او رشوه از تامین کنندگان دریافت کرده است.

kickbacks are often seen as a form of bribery.

رشوه اغلب به عنوان نوعی رشوه کاری دیده می شود.

it's important to report any suspected kickbacks.

گزارش هرگونه رشوه مشکوک مهم است.

kickbacks can undermine trust in business relationships.

رشوه می‌تواند اعتماد را در روابط تجاری تضعیف کند.

some employees were fired for accepting kickbacks.

برخی از کارمندان به دلیل دریافت رشوه اخراج شدند.

the government is cracking down on kickbacks in procurement.

دولت در حال سرکوب رشوه در فرآیند خرید است.

kickbacks can distort fair competition in the market.

رشوه می‌تواند رقابت منصفانه در بازار را تحریف کند.

they implemented strict policies to prevent kickbacks.

آنها سیاست های سختگیرانه برای جلوگیری از رشوه اجرا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید