sense of gratification
احساس خرسندی
instant gratification
خوشنودی فوری
It is a gratification to know that ...
این یک خوشحالی است که بدانم...
To my immense gratification, he fell into the trap.
به طرز فوق العاده ای برای من خوشحال کننده بود که او در تله افتاد.
His son’s success was a great gratification to him.
موفقیت پسرش برای او یک خوشحالی بزرگ بود.
deferred gratification; deferred military draft.
تاخیر در ارضای؛ معافیت از خدمت نظامی.
seeking gratification through material possessions
جستجوی خوشحتی از طریق دارایی های مادی
gratification of one's desires
خوشحتی خواسته های یک فرد
gratification from helping others
خوشحتی از کمک به دیگران
gratification from achieving goals
خوشحتی از دستیابی به اهداف
gratification of a job well done
خوشحتی از انجام یک کار خوب
gratification from personal growth
خوشحتی از رشد شخصی
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید