leftover food
غذاهای باقی مانده
eat leftovers
خوردن غذای باقیمانده
reheat leftovers
گرم کردن غذای باقیمانده
leftover pizza
پیتزای باقیمانده
save leftovers
ذخیره کردن غذای باقیمانده
leftover material
مواد باقیمانده
Farmers feed kitchen leftovers to the pigs.
کشاورزان غذای اضافی آشپزخانه را به خوکها میدهند.
What shall we do with the leftovers?
ما با غذای باقیمانده چه کار کنیم؟
The cook will utilize the leftover ham bone to make soup.
سرآشپز از استخوان گوشت خامه باقیمانده برای درست کردن سوپ استفاده خواهد کرد.
used rice or pasta to extend leftover casseroles.
از برنج یا پاستا استفاده کرد تا غذای اصلی باقیمانده را بیشتر کند.
She made supper from leftovers she had thrown together.
او شام را از غذای باقیماندهای که کنار هم گذاشته بود درست کرد.
They still slept with the lights on, a leftover from more dangerous times.
آنها هنوز با روشن بودن چراغها میخوابیدند، باقی ماندهای از دوران خطرناکتر.
These narrow roads are a leftover from the days of horse-drawn carriages.
این جادههای باریک باقی ماندهای از دوران ارابه کش هستند.
warmed the leftovers clear through; got soaked through in the rain; a letter that was shot through with the writer's personality.
غذای باقیمانده را کاملاً گرم کرد؛ در باران خیس شد؛ نامهای که با شخصیت نویسنده سرشار بود.
Barry, over there, this is our fresh leftovers.
باری، آنجا، این غذای باقیماندهی ماست.
منبع: Gourmet BaseThe leftover 18%? An unclear mixture.
۱۸ درصد باقیمانده؟ یک مخلوط نامشخص.
منبع: BBC English UnlockedYou don't put your leftovers anywhere you like.
شما غذای باقیماندهتان را در هر جایی که دوست دارید نمیگذارید.
منبع: American English dialogueYou're not the only one enjoying those leftovers.
شما تنها کسی نیستید که از آن غذای باقیمانده لذت میبرد.
منبع: Children's Science ShowIf I am really hungry, it's normally leftovers.
اگر واقعاً گرسنه باشم، معمولاً غذای باقیمانده است.
منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)Maybe you've had leftovers from a few days ago.
شاید شما غذای باقیماندهای از چند روز پیش داشتهاید.
منبع: Selected English short passagesAnd there were a couple of little tiny leftovers, like Earth.
و چند غذای باقیماندهی کوچک و ریز وجود داشت، مثل زمین.
منبع: The History Channel documentary "Cosmos"He gets all the leftovers to clear out the whole fridge.
او تمام غذای باقیمانده را میگیرد تا کل یخچال را خالی کند.
منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)When you are talking turkey, you're not sharing recipes for your Thanksgiving leftovers.
وقتی در مورد مرغ صحبت میکنید، دستور العمل غذای باقیماندهی شکرگزاری خود را به اشتراک نمیگذارید.
منبع: VOA Special December 2019 CollectionNow, a turkey is big; so, there are always leftovers.
حالا، یک مرغ بزرگ است؛ بنابراین، همیشه غذای باقیمانده وجود دارد.
منبع: VOA Special December 2019 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید