new

[ایالات متحده]/njuː/
[بریتانیا]/nu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تازه؛ اخیراً ساخته یا به‌دست‌آمده؛ قبلاً استفاده نشده؛ اصلی

adv. اخیراً؛ به روش دیگری

عبارات و ترکیب‌ها

brand new

کاملاً جدید

new arrival

ورود جدید

new beginning

شروع جدید

newly released

منتشر شده جدید

new type

نوع جدید

new year

سال نو

new york

نیویورک

new products

محصولات جدید

new development

توسعه جدید

new generation

نسل جدید

new zealand

نیوزیلند

new approach

رویکرد جدید

happy new year

سال نو مبارک

new era

عصر جدید

new concept

مفهوم جدید

new model

مدل جدید

new idea

ایده جدید

new technique

تکنیک جدید

new world

جهان جدید

new life

زندگی جدید

new process

فرآیند جدید

new design

طراحی جدید

new year's

سال جدید

جملات نمونه

a new car; a new hat.

یک ماشین جدید؛ یک کلاه جدید.

new neighbors; a new president.

همسایه‌های جدید؛ یک رئیس‌جمهور جدید.

antipathetic to new ideas.

مخالف ایده های جدید.

(on) splurge on a new hat

(در) خرج کردن برای یک کلاه جدید

an application of a new method.

یک کاربرد روش جدید.

the news in brief.

اخبار به طور خلاصه.

a brill new series.

یک سری جدید عالی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید