markup

[ایالات متحده]/'mɑːkʌp/
[بریتانیا]/'mɑrkkʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درصد اضافی اضافه شده به هزینه؛ سود.

عبارات و ترکیب‌ها

markup language

زبان نشانه‌گذاری

HTML markup

نشانه‌گذاری HTML

markup tool

ابزار نشانه‌گذاری

hypertext markup language

زبان نشانه‌گذاری ابرمتن

جملات نمونه

The company applied a 20% markup to the wholesale price.

شرکت یک افزایش قیمت ۲۰ درصدی روی قیمت عمده فروشی اعمال کرد.

She adjusted the markup on the website to attract more customers.

او افزایش قیمت را در وب سایت تنظیم کرد تا مشتریان بیشتری را جذب کند.

The store owner decided to increase the markup on luxury items.

صاحب مغازه تصمیم گرفت افزایش قیمت را روی کالاهای لوکس افزایش دهد.

The product's retail price includes a standard markup for profit.

قیمت خرده فروشی محصول شامل یک افزایش قیمت استاندارد برای سود است.

The designer added a 50% markup to the cost of materials for the final price.

طراح یک افزایش قیمت ۵۰ درصدی به هزینه مواد برای قیمت نهایی اضافه کرد.

The bookstore offers a 30% markup on all imported books.

کتابفروشی یک افزایش قیمت ۳۰ درصدی برای همه کتاب‌های وارداتی ارائه می‌دهد.

The electronics store has a consistent markup strategy for all its products.

فروشگاه لوازم الکترونیکی یک استراتژی ثابت برای افزایش قیمت برای همه محصولات خود دارد.

The artist sets a fair markup on her paintings to cover her expenses.

هنرمند یک افزایش قیمت منصفانه برای نقاشی‌های خود تعیین می‌کند تا هزینه‌های خود را پوشش دهد.

The restaurant applies a 200% markup on the cost of ingredients to set menu prices.

رستوران یک افزایش قیمت ۲۰۰ درصدی روی هزینه مواد اولیه برای تعیین قیمت منو اعمال می‌کند.

The jewelry store has a high markup on its diamond rings due to their quality and rarity.

فروشگاه جواهرات به دلیل کیفیت و کمیاب بودن، افزایش قیمت بالایی برای حلقه‌های الماس خود دارد.

نمونه‌های واقعی

And the difference between those two costs are called a markup.

تفاوت بین آن دو هزینه به مارک آپ معروف است.

منبع: Vox opinion

And then soak the government with a 300% markup.

و سپس دولت را با مارک آپ 300 درصدی غرق کنید.

منبع: Billions Season 1

The hyperlink uses what's called a markup language -- HTML.

پیوند فراگیر از یک زبان نشانه‌گذاری به نام HTML استفاده می‌کند.

منبع: TED Talks (Video Edition) March 2018 Collection

They found that markups rose by 8% on average between 2000 and 2015.

آنها دریافتند که مارک آپ‌ها به طور متوسط ​​بین سال‌های 2000 و 2015 به میزان 8 درصد افزایش یافته است.

منبع: The Economist (Summary)

The congresswoman then lit into the CEO, arguing that the massive markup would cause people to die.

نماینده کنگره سپس به مدیر عامل حمله کرد و استدلال کرد که مارک آپ بزرگ باعث مرگ مردم خواهد شد.

منبع: Newsweek

The fund found that mergers and acquisitions were, on average, followed by significantly higher markups by the firms involved.

صندوق دریافت کرد که ادغام‌ها و اکتساب‌ها به طور متوسط ​​با مارک آپ‌های به طور قابل توجهی بالاتر توسط شرکت‌های درگیر همراه بود.

منبع: The Economist (Summary)

The fund did not find that rising markups slowed innovation, at least using the (admittedly dubious) proxy of patent registrations.

صندوق متوجه نشد که افزایش مارک آپ باعث کاهش سرعت نوآوری شده است، حداقل با استفاده از معیار (البته مشکوک) ثبت اختراعات.

منبع: The Economist (Summary)

They sell media at a 15% markup.

آنها رسانه ها را با مارک آپ 15 درصدی می فروشند.

منبع: Mad Men Season 1

You always get the mid-market exchange rate with no markups or hidden fees.

شما همیشه نرخ ارز بازار میانه را بدون هیچ گونه مارک آپ یا هزینه پنهان دریافت می کنید.

منبع: Money Earth

I can put a markup on it and make a nice little profit.

می‌توانم روی آن مارک آپ بگذارم و سود خوبی کسب کنم.

منبع: 2011 ESLPod

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید