masqueraded as
ظاهر سازی به عنوان
masqueraded behind
ظاهر سازی پشت
masqueraded under
ظاهر سازی زیر
masqueraded in
ظاهر سازی در
masqueraded among
ظاهر سازی در میان
masqueraded like
ظاهر سازی مانند
masqueraded through
ظاهر سازی از طریق
masqueraded within
ظاهر سازی درون
she masqueraded as a famous actress at the party.
او وانمود کرد که در مهمانی یک بازیگر مشهور است.
he masqueraded his true intentions behind a friendly smile.
او نیات واقعی خود را پشت یک لبخند دوستانه پنهان کرد.
the spy masqueraded as a tourist to gather information.
جاسوس وانمود کرد که یک توریست است تا اطلاعات جمع آوری کند.
they masqueraded their fear with bravado.
آنها ترس خود را با جسارت پنهان کردند.
she masqueraded as a man to enter the competition.
او وانمود کرد که یک مرد است تا وارد مسابقه شود.
the villain masqueraded as a hero to deceive everyone.
شرور وانمود کرد که یک قهرمان است تا همه را فریب دهد.
he often masqueraded his insecurities with humor.
او اغلب ناامنی های خود را با شوخ طبعی پنهان می کرد.
the artist masqueraded her identity to create mystery.
هنرمند هویت خود را پنهان کرد تا رمز و راز ایجاد کند.
they masqueraded their financial struggles with lavish spending.
آنها مشکلات مالی خود را با هزینه های مجلل پنهان کردند.
during the festival, people masqueraded in colorful costumes.
در طول جشنواره، مردم با لباس های رنگارنگ وانمود کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید