mayhem

[ایالات متحده]/'meɪhem/
[بریتانیا]/'mehɛm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هرج و مرج و ویرانی در مقیاس وسیع؛ یک جرم جدی که شامل آسیب بدنی است.

جملات نمونه

complete mayhem broke out.

هرج و مرج کامل در گرفت.

There was absolute mayhem when the cow got into the village hall.

وقتی گاو وارد تالار دهکده شد، هرج و مرج مطلقی وجود داشت.

children committing mayhem in the flower beds.

کودکانی که در باغچه ها هرج و مرج به وجود می‌آوردند.

The riot caused mayhem in the streets.

ناروايي باعث هرج و مرج در خيابان ها شد.

The party turned into complete mayhem after the drinks started flowing.

بعد از شروع نوشیدنی ها، مهمانی به هرج و مرج کامل تبدیل شد.

The children's birthday party ended in mayhem with cake everywhere.

مهمانی تولد کودکان با کیک در همه جا به هرج و مرج ختم شد.

The concert descended into mayhem as fans rushed the stage.

همانطور که طرفداران به سمت صحنه هجوم بردند، کنسرت به هرج و مرج کشیده شد.

The prank caused mayhem in the office.

این شوخی باعث هرج و مرج در دفتر شد.

The storm created mayhem, causing power outages and traffic jams.

طوفان هرج و مرج ایجاد کرد و باعث قطعی برق و ترافیک شد.

The film depicted the mayhem of war with graphic scenes.

فیلم هرج و مرج جنگ را با صحنه های گرافیکی به تصویر کشید.

The mayhem at the airport delayed all flights.

هرج و مرج در فرودگاه باعث تاخیر در همه پروازها شد.

The protest turned into mayhem when clashes broke out with the police.

اعتراضات به هرج و مرج تبدیل شد، زمانی که درگیری با پلیس درگرفت.

The mayhem caused by the fire left the town in ruins.

هرج و مرجی که آتش‌سوزی به وجود آورد، شهر را در ویرانی رها کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید