messageboard

[ایالات متحده]/ˈmɛsɪdʒbɔːd/
[بریتانیا]/ˈmɛsɪdʒbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (وب‌سایت) یک تابلو برای گذاشتن پیام‌ها؛ پلتفرم آنلاین برای گذاشتن نظرات؛ به اشتراک‌گذاری تجربیات مرتبط با بازدیدهای پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

messageboard post

پست تخته پیام

messageboard thread

نخ بحث تخته پیام

messageboard user

کاربر تخته پیام

messageboard discussion

بحث و گفتگو در تخته پیام

messageboard topic

موضوع تخته پیام

messageboard rules

قوانین تخته پیام

messageboard admin

مدیر تخته پیام

messageboard feature

ویژگی تخته پیام

messageboard feedback

بازخورد تخته پیام

messageboard update

به‌روزرسانی تخته پیام

جملات نمونه

she posted a question on the messageboard.

او یک سوال در تابلوی اعلانات منتشر کرد.

many users share tips on the messageboard.

بسیاری از کاربران نکات را در تابلوی اعلانات به اشتراک می‌گذارند.

the messageboard is a great place for discussions.

تابلوی اعلانات مکان خوبی برای بحث است.

he checked the messageboard for updates.

او تابلوی اعلانات را برای به‌روزرسانی بررسی کرد.

there are new posts on the messageboard every day.

هر روز پست‌های جدیدی در تابلوی اعلانات منتشر می‌شوند.

she enjoys reading the latest news on the messageboard.

او از خواندن آخرین اخبار در تابلوی اعلانات لذت می‌برد.

the messageboard allows users to connect easily.

تابلوی اعلانات به کاربران اجازه می‌دهد تا به راحتی ارتباط برقرار کنند.

he often replies to comments on the messageboard.

او اغلب به نظرات در تابلوی اعلانات پاسخ می‌دهد.

they organized an event through the messageboard.

آنها یک رویداد را از طریق تابلوی اعلانات سازماندهی کردند.

the messageboard has a friendly community.

تابلوی اعلانات دارای یک جامعه دوستانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید