post

[ایالات متحده]/pəʊst/
[بریتانیا]/poʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میله، چوب، یا ستون؛ یک علامت پایان؛ سیستم پستی؛ یک اداره پست یا صندوق پستی؛ یک موقعیت یا شغل

vt. نصب کردن یا متصل کردن؛ عمومی کردن یا اعلام کردن؛ ارسال کردن از طریق پست؛ تعیین یا منصوب کردن به یک موقعیت

عبارات و ترکیب‌ها

social media post

پست رسانه‌های اجتماعی

blog post

پست وبلاگ

post office

دفتر پست

post a letter

ارسال یک نامه

post a comment

ارسال یک نظر

by post

از طریق پست

washington post

واشنگتن پست

high post

پست بلند

post processing

پس از پردازش

china post

پست چین

post treatment

درمان پس از

parcel post

پست پارسل

post graduate

پس از تحصیلات تکمیلی

post production

تولید پس از

first post

اولین پست

ex post

اگز پست

new york post

نیویورک پست

command post

پست فرماندهی

post card

کارت پستال

lamp post

پایه‌ چراغ

post up

چسباندن

trading post

پست تجاری

post code

کد پستی

جملات نمونه

the post of Labour Secretary.

سمت دبیر کارگر

the local post office.

دفتر پست محلی

It's no distance to the post office.

فاصله زیادی تا اداره پست نیست.

the way to the post office

راه رسیدن به اداره پست

post a man as a thief.

یک مرد را به عنوان دزد معرفی کن.

post a sentry at the gate.

یک نگهبان در دروازه مستقر کن.

The post office is on the right.

دفتر پست در سمت راست است.

Post this notice on the wall.

این اطلاعیه را روی دیوار بچسبانید.

نمونه‌های واقعی

For some years she held the post of America's Sweetheart, pretty, God-fearing and patriotic.

برای چند سال، او سمت آمریکا دلاویز، زیبا، خدا ترس و وطن‌پرست را در اختیار داشت.

منبع: The Economist - Comprehensive

They also obliged providers to notify police about suspicious online posts.

آنها همچنین خواستند که ارائه‌دهندگان پلیس را از پست‌های آنلاین مشکوک مطلع کنند.

منبع: BBC Listening Collection February 2020

Near the lamp post, there's a post office.

نزدیک تیر چراغی، یک اداره پست وجود دارد.

منبع: Shanghai Education Edition Oxford Primary English (Grade 5, Volume 1)

It's a demanding post, with a lot of responsibility.

این یک سمت چالش برانگیز است، با مسئولیت زیاد.

منبع: BEC Higher Listening Test Papers (Volume 2)

This is what they were posting on Facebook.

این چیزی است که آنها در فیس بوک منتشر می‌کردند.

منبع: TED 2019 Annual Conference (Bilingual)

In no circumstances must a soldier leave his post without permission.

هیچ وقت، تحت هیچ شرایطی، سرباز نباید بدون اجازه، جایگاه خود را ترک کند.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Notices have been posted on the memoboard.

اعلانات در تخته اعلانات نصب شده‌اند.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

This is a throwback Thursday that you posted.

این یک پنجشنبه بازگشت به گذشته است که شما منتشر کردید.

منبع: The Ellen Show

So we haven't seen the original post.

پس ما هنوز پست اصلی را ندیده‌ایم.

منبع: NPR News November 2018 Collection

Males are more likely to censor their posts.

مردان بیشتر احتمال دارد پست‌های خود را سانسور کنند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation January 2014

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید