thread

[ایالات متحده]/θred/
[بریتانیا]/θred/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از طریق (پارچه) سوزن و نخ را عبور دادن؛ (فیلمی) را در یک پروژکتور قرار دادن.
n. رشته‌ای بلند و نازک از پنبه، نایلون یا الیاف دیگر که برای دوخت یا بافت استفاده می‌شود؛ سرنخی یا ایده‌ای که در چیزی جاری است.

عبارات و ترکیب‌ها

sewing thread

نخ خياطي

thread a needle

تهیه نخ سوزن

thread the bobbin

تهیه نخ برای کارتریج

loose thread

نخ شل

threadbare clothes

لباس‌های کهنه و پاره

screw thread

نخ پیچ

silk thread

نخ ابریشم

thread cutting

برش نخ

gold thread

نخ طلایی

cotton thread

نخ پنبه

thread rolling

غلتاندن نخ

internal thread

نخ داخلی

thread through

از نخ عبور کردن

common thread

نخ مشترک

golden thread

نخ طلایی

single thread

نخ تکی

pipe thread

نخ لوله

thread guide

راهنمای نخ

double thread

نخ دوگانه

red thread

نخ قرمز

external thread

نخ بیرونی

straight thread

نخ صاف

taper thread

نخ مخروطی

thread tension

کشیدگی نخ

جملات نمونه

a thread of smoke.

یک رشته دود

weave thread into cloth

نخ را در پارچه ببافید

thread a film projector.

یک پروژکتور فیلم را نخ کنید.

twirl thread on a spindle.

نخ را روی چرخ نخ ریسی بچرخانید.

Gold is spun into thread .

طلا به نخ تبدیل می‌شود.

thread the wire through the opening.

سیم را از طریق دهانه عبور دهید.

to lose the thread of one's argument

از دست دادن موضوع استدلال خود

She bit the thread in two.

او نخ را به دو قسمت جوید.

Constance sat threading beads.

کنستانس روی یک صندلی نشسته بود و مشغول رشته کردن مهره‌ها بود.

resume the thread of one's discourse

از سرگرفتن جریان سخن

silk threaded with gold

ابریشم با نخ طلایی

A thread of smoke was wisping out of the funnel.

یک رشته دود از قیف خارج می شد.

pass a thread through the eye of a needle

یک نخ را از سوراخ سوزن عبور دهید

lost the thread of his argument.

او رشته استدلال خود را از دست داد.

My thread has knotted.

نخ من گره خورده است.

She lost the thread of what she was saying.

او رشته ای که می گفت را از دست داد.

The child threaded the beads.

کودک مهره ها را نخ کرد.

They had to thread through the narrow passages.

آنها مجبور شدند از طریق راهروهای باریک عبور کنند.

نمونه‌های واقعی

As she dropped, a tiny silken thread unwound from her rear end.

در حالی که او پایین می‌رفت، یک نخ ابریشم کوچک از انتهای عقبش باز شد.

منبع: Charlotte's Web

Would you please rewind the thread onto the reel?

آیا لطفاً نخ را روی قرینه بپیچید؟

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

His marriage is hanging from a thread.

ازدواج او به یک نخ آویزان است.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

" Animal magnetism, " said Ron gloomily, pulling stray threads out of his cuffs.

"جذب حیوانات،" رون با چهره‌ای گرفته گفت، و نخ‌های سرگردان را از مچ دستانش بیرون می‌کشید.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

" This is a constant thread of thought."

این یک رشته تفکر دائمی است.

منبع: VOA Special Collection July 2022

At the bottom, she attached the thread.

در پایین، او نخ را متصل کرد.

منبع: Charlotte's Web

But the important part here is the threads.

اما قسمت مهم اینها نخ‌ها هستند.

منبع: Encyclopædia Britannica

Shall I come in and bite off your threads?

آیا باید وارد شوم و نخ‌های شما را بجوم؟

منبع: Mother Goose Rhymes Collection

First, she needs a framework to anchor the threads.

ابتدا، او به یک چارچوب برای اتصال نخ‌ها نیاز دارد.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

For this, it uses a thread of sticky silk.

برای این کار، از یک نخ ابریشم چسبناک استفاده می‌کند.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید