microgram

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊɡræm/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊɡræm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد جرم برابر با یک میلیونم گرم

عبارات و ترکیب‌ها

microgram dosage

دوز میکروگرم

microgram per liter

میکروگرم در لیتر

microgram measurement

اندازه گیری میکروگرم

microgram level

سطح میکروگرم

microgram sample

نمونه میکروگرم

microgram content

محتوای میکروگرم

microgram concentration

غلظت میکروگرم

microgram analysis

تجزیه و تحلیل میکروگرم

microgram quantity

مقدار میکروگرم

microgram standard

استاندارد میکروگرم

جملات نمونه

the dosage of the medication is measured in micrograms.

دوز دارو بر حسب میکروگرم اندازه‌گیری می‌شود.

she needs to take 50 micrograms of vitamin d daily.

او باید روزانه 50 میکروگرم ویتامین دی مصرف کند.

one microgram of the substance can cause a reaction.

یک میکروگرم از آن ماده می‌تواند باعث واکنش شود.

the air quality report indicated micrograms of pollutants per cubic meter.

گزارش کیفیت هوا نشان داد میکروگرم آلاینده در هر متر مکعب.

micrograms of lead were found in the water supply.

میکروگرم سرب در آب آشامیدنی یافت شد.

the lab measured the sample in micrograms for accuracy.

آزمایشگاه نمونه را برای اطمینان به دقت به صورت میکروگرم اندازه‌گیری کرد.

he accidentally ingested a few micrograms of the chemical.

او به طور تصادفی چند میکروگرم از آن ماده شیمیایی مصرف کرد.

microgram levels of the drug were detected in her bloodstream.

سطح میکروگرم دارو در خون او تشخیص داده شد.

environmental regulations limit the emission to 10 micrograms.

مقررات زیست محیطی انتشار را تا 10 میکروگرم محدود می کند.

he measured the concentration in micrograms per liter.

او غلظت را به صورت میکروگرم در لیتر اندازه گیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید