mcg

[ایالات متحده]/[ˈmɪk.əɡ]/
[بریتانیا]/[ˈmɪk.əɡ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میکروگرم؛ واحد وزنی معادل یک میلیونم گرم.

عبارات و ترکیب‌ها

mcg dose

Persian_translation

mcg levels

Persian_translation

mcg per liter

Persian_translation

mcg amount

Persian_translation

mcg units

Persian_translation

mcg found

Persian_translation

mcg standard

Persian_translation

mcg range

Persian_translation

mcg intake

Persian_translation

mcg testing

Persian_translation

جملات نمونه

the supplement contained 500 mcg of vitamin b12.

این مکمل حاوی 500 میکروگرم ویتامین B12 بود.

blood tests showed 250 mcg of vitamin d per liter.

آزمایشات خون نشان داد 250 میکروگرم ویتامین D در هر لیتر.

the daily dose is typically 300 mcg of folate.

دوز روزانه معمولاً 300 میکروگرم فولات است.

the product label listed 100 mcg of selenium.

برچسب محصول 100 میکروگرم سلنیوم را نشان می داد.

the urine sample contained 150 mcg of lead.

نمونه ادرار حاوی 150 میکروگرم سرب بود.

the recommended intake is 100-200 mcg daily.

مصرف توصیه شده روزانه 100 تا 200 میکروگرم است.

the analysis revealed 75 mcg of chromium in the sample.

تجزیه و تحلیل نشان داد 75 میکروگرم کروم در نمونه وجود دارد.

the infant formula provided 120 mcg of iodine.

فرمول شیرخشک حاوی 120 میکروگرم ید بود.

the study measured 50 mcg of bpa per serving.

مطالعه 50 میکروگرم BPA در هر وعده را اندازه گیری کرد.

the food contained only trace amounts, less than 10 mcg.

غذا فقط مقادیر جزئی، کمتر از 10 میکروگرم داشت.

the standard requires a minimum of 200 mcg per serving.

استاندارد حداقل 200 میکروگرم در هر وعده را الزامی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید