mirror

[ایالات متحده]/ˈmɪrə(r)/
[بریتانیا]/ˈmɪrər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازتاب ظاهر
vt. بازتاب دادن، نشان دادن، بازتابی انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

vanity mirror

آینه آرایش

rearview mirror

آینه عقب

mirror image

تصویر آینه‌ای

mirror surface

سطح آینه

rear view mirror

آینه دید عقب

primary mirror

آینه اصلی

mirror reflection

بازتاب آینه

magic mirror

آینه جادویی

glass mirror

آینه شیشه ای

mirror finish

سطح آینه‌ای

side mirror

آینه جانبی

reflective mirror

آینه بازتابنده

reflecting mirror

آینه منعکس کننده

rear-view mirror

آینه دید عقب

concave mirror

آینه مقعر

plane mirror

آینه تخت

convex mirror

آینه محدب

cosmetic mirror

آینه آرایشی

parabolic mirror

آینه سهموی

mirror effect

اثر آینه

silver mirror

آینه نقره ای

جملات نمونه

She looked at herself in the mirror.

او به خودش در آینه نگاه کرد.

The mirror reflected her image perfectly.

آینه تصویر او را به طور کامل منعکس کرد.

He adjusted his tie in the mirror.

او در آینه گره‌اش را مرتب کرد.

The mirror on the wall was ornately framed.

آینه‌ای که روی دیوار بود، قاب‌بندی پیچیده‌ای داشت.

She practiced her speech in front of the mirror.

او سخنرانی خود را در مقابل آینه تمرین کرد.

The mirror shattered into pieces when it fell.

وقتی افتاد، آینه به تکه‌های کوچک خرد شد.

The mirror fogged up from the steam in the bathroom.

بخار حمام باعث مه گرفته شدن آینه شد.

He used the mirror to check his blind spot while driving.

او از آینه برای بررسی نقاط کور خود در حین رانندگی استفاده کرد.

The antique mirror had intricate designs etched into the glass.

آینه قدیمی دارای طرح‌های پیچیده حک شده روی شیشه بود.

She glanced at her reflection in the mirror before leaving.

او قبل از رفتن به سرعت به بازتاب خود در آینه نگاه کرد.

نمونه‌های واقعی

Hold the mirror up to your face.

چهره خود را در آینه ببینید.

منبع: Learn techniques from Lucy.

They felt terrible about breaking your mirror.

آنها به خاطر شکستن آینه شما احساس بدی داشتند.

منبع: Desperate Housewives Season 7

That is one eventful mirror of life.

آن یک آینه پر از اتفاقات زندگی است.

منبع: Crash Course in Drama

I like when it hits the mirror.

من دوست دارم وقتی به آینه برخورد می‌کند.

منبع: Young Sheldon Season 5

Do you have a mirror on you?

آیا شما یک آینه همراه دارید؟

منبع: English little tyrant

He wrote backwards so you need a mirror to read them.

او به صورت معکوس نوشت، بنابراین شما به آینه نیاز دارید تا آنها را بخوانید.

منبع: Fluent Speaking

Check the mirror. How do you like it?

آینه را بررسی کنید. شما چه فکر می کنید؟

منبع: Shopping Dialogue for Traveling Abroad:

You'll have to get a smaller mirror.

شما باید یک آینه کوچکتر بگیرید.

منبع: Modern Family - Season 05

It creates a mirror, which is the poem.

این یک آینه ایجاد می کند که شعر است.

منبع: TED Talks (Audio Version) January 2015 Collection

Thank you, I saw the mirror this morning.

متشکرم، من آینه را امروز صبح دیدم.

منبع: Super Girl Season 2 S02

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید