mistaking someone
اشتباه گرفتن کسی
mistaking for friend
اشتباه گرفتن برای دوست
mistaking the time
اشتباه گرفتن زمان
mistaking it all
اشتباه گرفتن همه چیز
mistaking my words
اشتباه گرفتن حرفهای من
mistaking his intent
اشتباه گرفتن قصد او
mistaking her smile
اشتباه گرفتن لبخند او
mistaking your name
اشتباه گرفتن اسم شما
mistaking the facts
اشتباه گرفتن واقعیتها
mistaking the signs
اشتباه گرفتن نشانهها
he kept mistaking her for her sister.
او مدام او را با خواهرش اشتباه میگرفت.
she was mistaking the time for the meeting.
او زمان را برای جلسه اشتباه میگرفت.
they are mistaking my kindness for weakness.
آنها مهربانی من را با ضعف اشتباه میگیرند.
don't go mistaking my silence for agreement.
اشتباه نکنید سکوت من را با موافقت.
he was mistaking the symptoms for something minor.
او علائم را با یک چیز جزئی اشتباه میگرفت.
she kept mistaking the names of the characters.
او مدام نام شخصیتها را اشتباه میگرفت.
we are mistaking the weather for a sign of spring.
ما هوا را با نشانه ای از بهار اشتباه میگیریم.
i'm mistaking your intentions for something else.
من قصد شما را با چیز دیگری اشتباه میگیرم.
he was mistaking the directions given by his gps.
او مسیرهای ارائه شده توسط GPS خود را اشتباه میگرفت.
they are mistaking confidence for arrogance.
آنها اعتماد به نفس را با خودبزرگبینی اشتباه میگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید