mistaking

[ایالات متحده]/mɪˈsteɪkɪŋ/
[بریتانیا]/mɪˈsteɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اشتباه کردن در شناسایی یا درک چیزی؛ نتوانستن کسی یا چیزی را شناسایی کردن؛ سوء تفاهم در یک وضعیت یا بیانیه؛ دیدن چیزی به طور نادرست

عبارات و ترکیب‌ها

mistaking someone

اشتباه گرفتن کسی

mistaking for friend

اشتباه گرفتن برای دوست

mistaking the time

اشتباه گرفتن زمان

mistaking it all

اشتباه گرفتن همه چیز

mistaking my words

اشتباه گرفتن حرف‌های من

mistaking his intent

اشتباه گرفتن قصد او

mistaking her smile

اشتباه گرفتن لبخند او

mistaking your name

اشتباه گرفتن اسم شما

mistaking the facts

اشتباه گرفتن واقعیت‌ها

mistaking the signs

اشتباه گرفتن نشانه‌ها

جملات نمونه

he kept mistaking her for her sister.

او مدام او را با خواهرش اشتباه می‌گرفت.

she was mistaking the time for the meeting.

او زمان را برای جلسه اشتباه می‌گرفت.

they are mistaking my kindness for weakness.

آنها مهربانی من را با ضعف اشتباه می‌گیرند.

don't go mistaking my silence for agreement.

اشتباه نکنید سکوت من را با موافقت.

he was mistaking the symptoms for something minor.

او علائم را با یک چیز جزئی اشتباه می‌گرفت.

she kept mistaking the names of the characters.

او مدام نام شخصیت‌ها را اشتباه می‌گرفت.

we are mistaking the weather for a sign of spring.

ما هوا را با نشانه ای از بهار اشتباه می‌گیریم.

i'm mistaking your intentions for something else.

من قصد شما را با چیز دیگری اشتباه می‌گیرم.

he was mistaking the directions given by his gps.

او مسیرهای ارائه شده توسط GPS خود را اشتباه می‌گرفت.

they are mistaking confidence for arrogance.

آنها اعتماد به نفس را با خودبزرگ‌بینی اشتباه می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید