finally found the house, no thanks to these confusing directions.
بالاخره خانه را پیدا کردم، به لطف این مسیرهای گیجکننده نبود.
it gets confusing when there are too many people knocking about.
وقتی افراد زیادی در حال رفت و آمد هستند، گیجکننده میشود.
I think you're confusing being rude with being truthful.
فکر میکنم شما بیادبی را با صداقت اشتباه میگیرید.
amidst this welter of confusing signals, it's difficult to winnow out the truth.
در میان این آشفتگی از نشانههای گیجکننده، جدا کردن حقیقت دشوار است.
""Anusitis is a difficult condition to define and therefore confusing to study," Dr.Brand replied.
"-آنوسیت یک وضعیت دشوار برای تعریف است و به همین دلیل مطالعه آن گیجکننده است،" دکتر براند پاسخ داد.
This information will be less confusing if it's produced in tabular form.
این اطلاعات در صورت ارائه به صورت جدولی کمتر گیجکننده خواهد بود.
past and present blurred together, confusing her still further.
گذشته و حال با هم تار شدند و او را بیشتر گیج کردند.
You are confusing two ideas—you should try to separate them out in your mind.
شما دو ایده را با هم اشتباه گرفتهاید - باید سعی کنید آنها را در ذهن خود از هم جدا کنید.
The upper texts often became a confusing mixture of sacred and secular—and even anticlerical—poems, indicating its intended performance in courtly as well as ecclesiastical settings.
متون بالایی اغلب به ترکیبی گیجکننده از شعر مذهبی و دنیوی - و حتی ضد کلیسایی - تبدیل میشدند که نشاندهنده قصد از اجرا در محیطهای درباری و کلیسا بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید