modus

[ایالات متحده]/ˈməʊdəs/
[بریتانیا]/ˈmoʊdəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روش یا طرز انجام چیزی؛ شکل یا حالت

عبارات و ترکیب‌ها

modus operandi

حالت عملکرد

modus vivendi

حالت زندگی

modus ponens

نحوه تایید

modus tollens

نحوه انکار

modus agendi

حالت عمل کردن

modus faciendi

حالت انجام دادن

modus procedendi

حالت پیش رفتن

modus tollendi

حالت رد کردن

modus dicendi

حالت گفتن

جملات نمونه

he has a unique modus operandi in his work.

او یک روش خاص و منحصر به فرد در کار خود دارد.

her modus vivendi is quite different from mine.

روش زندگی او بسیار متفاوت از من است.

the team adopted a new modus for project management.

تیم یک روش جدید برای مدیریت پروژه اتخاذ کرد.

understanding his modus can help us predict his actions.

درک روش او می تواند به ما کمک کند تا اقدامات او را پیش بینی کنیم.

the artist's modus of expression is very innovative.

روش بیان هنرمند بسیار نوآورانه است.

we need to find a modus for better collaboration.

ما باید روشی برای همکاری بهتر پیدا کنیم.

her modus operandi involves careful planning.

روش خاص او شامل برنامه ریزی دقیق است.

they established a modus for handling customer complaints.

آنها روشی برای رسیدگی به شکایات مشتریان ایجاد کردند.

his modus of teaching engages all students.

روش تدریس او همه دانش آموزان را درگیر می کند.

changing the modus can lead to better results.

تغییر روش می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید