make way
گذر بده
no way
غیرممکن
way of
راه
in this way
به این شکل
best way
بهترین راه
by the way
در ضمن
on the way
در مسیر
way in
راه ورود
in the way
در راه
by way
به عنوان
by way of
به عنوان
that way
به آن شکل
same way
به همین شکل
all the way
تمام مسیر
one way
یک راه
long way
مسیر طولانی
way out
راه خروج
way of life
سبک زندگی
in a way
تا حدودی
any way
هر حال
This is a two-way street.
این یک خیابان دو طرفه است.
They held this way to be workable.
آنها اینگونه عمل کردند تا قابل استفاده باشد.
give way to hysteria.
در برابر جنون مقاومت نکنید.
there's no way forward for the relationship.
هیچ راهی برای پیشرفت رابطه وجود ندارد.
an individual way of dressing.
یک راه فردی لباس پوشیدن
a sinful way of life.
یک راه زندگی گناهآلود
there is no way to sweeten the statement.
راهی برای شیرین کردن این اظهارات وجود ندارد.
the rural way of life.
سبک زندگی روستایی
a magnificent way of life
یک راه زندگی باشکوه
the direct way of speaking
راه مستقیم صحبت کردن
run this way and that
اینطور و آنطور بدوید
a bookish way of thinking
یک روش فکری آکادمیک
They handshook their way to the gate.
آنها دست دادند و به دروازه رسیدند.
by way of illustration
به عنوان نمونه
the way to the post office
راه رسیدن به اداره پست
be way beyond expectation
بسیار فراتر از انتظار.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید