monastic

[ایالات متحده]/mə'næstɪk/
[بریتانیا]/mə'næstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به صومعه یا زندگی راهبی; مانند یک راهب یا راهبه
n. یک راهب یا راهبه; یک عضو از یک نظم راهبی

عبارات و ترکیب‌ها

monastic lifestyle

سبک زندگی صومانی

monastic community

جامعه صومانی

monastic tradition

تقاليد صوماني

monastic vows

سخنرانی های صومانی

monastic order

مرتبه صومانی

جملات نمونه

he drew up a body of monastic observances.

او مجموعه ای از آداب راهبانی را تنظیم کرد.

she set her things round the monastic student bedroom.

او وسایل خود را در اطراف اتاق خواب دانشجوی راهبه قرار داد.

نمونه‌های واقعی

His apartment was described in terms that included monastic and Spartan.

آپارتمانش به گونه‌ای توصیف شد که شامل ویژگی‌های صومانی و اسپرتی بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

The monastic university predates the University of Oxford and Europe's oldest university, Bologna, by more than 500 years.

دانشگاه صومانی از دانشگاه آکسفورد و قدیمی‌ترین دانشگاه اروپا، بولونیا، بیش از 500 سال پیش‌تر است.

منبع: BBC Reading Selection

I entered the captain's stateroom. It had an austere, almost monastic appearance. An iron bedstead, a worktable, some washstand fixtures.

وارد اتاق کاپیتان شدم. فضایی داشت که خشک و تقریباً صومانی بود. یک تخت‌خواب آهنی، یک میز کار و چند وسیله حمام.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Ekido broke monastic law by mentally " clinging to" the woman.

اکیدو با فکر کردن به "چسبیدن" به زن، قانون صومعه را شکست.

منبع: TED-Ed (video version)

The whole monastic portion was excavated.

کل بخش صومعه‌ای حفاری شد.

منبع: Reel Knowledge Scroll

The monastic life is poor and simple.

زندگی صومعه‌ای فقیر و ساده است.

منبع: A Bite of China Season 1

Adorned with thorns and emitting ethereal light, it became an insignia of monastic love.

با زینت‌آرایی خارها و ساطع کردن نور اثیری، به نشانه‌ای از عشق صومعه‌ای تبدیل شد.

منبع: TED Talks (Video Version) September 2019 Collection

In the same year, the Benedictine order, the first of the great monastic orders, was founded.

در همان سال، جماعت بندیکتین، اولین جماعت بزرگ صومعه‌ای، تأسیس شد.

منبع: Sophie's World (Original Version)

Many aspects of medieval monastic life can be traced back to beliefs dating from the Greco-Roman civilization.

بسیاری از جنبه‌های زندگی صومعه‌ای قرون وسطی را می‌توان به باورهایی که از تمدن رومی-یونانی ریشه می‌گیرند، نسبت داد.

منبع: Sophie's World (Original Version)

According to monastic law, monks were not supposed to go near women, let alone touch a beautiful stranger.

طبق قانون صومعه، راهبان نباید نزدیک زنان بروند، چه رسد به لمس کردن یک غریبه زیبا.

منبع: TED-Ed (video version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید