lay

[ایالات متحده]/leɪ/
[بریتانیا]/le/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آماتور، غیرحرفه‌ای؛ پاره‌وقت، غیررسمی
v. قرار دادن، گذاشتن، گذاشتن بر زمین؛ ارائه دادن، پیش‌نویس کردن؛ تولید کردن (مثلاً تخم)؛ دراز کشیدن؛ صاف گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

lay down

دراز کشیدن

lay off

معطل کردن

lay eggs

تخم گذاشتن

lay in

در رختخواب دراز کشیدن

lay a foundation

یک پایه ایجاد کنید

lay on

روی آن دراز کشیدن

lay out

چیدن

lay stress on

تاکید کردن بر

lay emphasis on

تاکید بر گذاشتن

lay claim to

ادعای داشتن

lay at

قرار دادن در کنار

lay up

ذخیره کردن

lay asleep

به خواب رفتن

on the lay

در حالت دراز کشیدن

in lay

در حالت دراز کشیدن

lay back

آرام و ریلکس

lay upon

روی آن قرار دادن

lay over

روی آن قرار گرفتن

lay hands on

دست به آن گذاشتن

جملات نمونه

Lay it on the table.

آن را روی میز قرار دهید.

a layer of earth.

یک لایه خاک.

he lay on the ground.

او روی زمین دراز کشید.

lay the table for lunch.

سفره را برای ناهار بچینید.

lay paint on a canvas.

رنگ را روی بوم بکشید.

The ship lay inshore.

کشتی در نزدیکی ساحل قرار داشت.

He lay there in a sprawl.

او در آن وضعیت دراز کشیده بود.

to lay claim to a title

برای به دست آوردن یک عنوان ادعا کند

to lay a carpet on the floor

فرش را روی زمین پهن کردن

Who will lay the linoleum?

چه کسی لینولئوم را نصب خواهد کرد؟

beyond the Empire lay barbarity.

فراتر از امپراتوری، وحشی گری وجود داشت.

the barge lay derelict for years.

کشتی باری سال‌ها رها شده بود.

the house lay in a fold of the hills.

خانه در یک پیچیدگی از تپه ها قرار داشت.

نمونه‌های واقعی

My dad might get laid off.

ممکن است پدرم اخراج شود.

منبع: CNN 10 Student English April 2020 Collection

She unclasped the necklet quickly; quickly, without looking, laid it inside.

او به سرعت گردنبند را باز کرد؛ به سرعت، بدون نگاه کردن، آن را داخل گذاشت.

منبع: Advanced English book1

Eek barba dirkle, somebody's gonna get laid in college.

Eek barba dirkle، کسی در دانشگاه از دست خواهد رفت.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

No, I've just been laid off.

نه، من اخراج شده ام.

منبع: Doctor-Patient Conversation in English

According to the statues, customs and laws laid down by your forbears?

طبق قوانین، رسوم و قوانینی که توسط نیاکان شما وضع شده است؟

منبع: The Legend of Merlin

Always a pleasure to lay one's eyes on your sunny visage.

همیشه خوشحالم که چشمانم را روی چهره آفتابی شما بگذارم.

منبع: American Horror Story: Season 2

Estimates for the public services will be laid before you.

تخمین ها برای خدمات عمومی در برابر شما ارائه خواهد شد.

منبع: Queen's Speech in the UK

But Josh, you know, he's laid back.

اما جاش، می‌دانید، او آرام است.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

This woman needs to get laid.

این زن نیاز دارد که از دست برود.

منبع: Modern Family - Season 02

The capsule began swinging gently sideways as we lay relaxed and dreaming.

کپسول به آرامی به پهلو شروع به تاب خوردن کرد در حالی که ما آرام و رویایی دراز کشیده بودیم.

منبع: People's Education Press High School English Compulsory Volume 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید