demon

[ایالات متحده]/'diːmən/
[بریتانیا]/'dimən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجود شرور; فرد پرانرژی; موجود بدخواه; چیزی شرور

عبارات و ترکیب‌ها

demonic possession

تسخیر شیطانی

summon a demon

احضار یک شیطان

speed demon

شیطان سرعت

جملات نمونه

a demon for work.

یک شیطان برای کار.

He is a demon for work.

او برای کار یک شیطان است.

the demon of drug addiction.

شیطان اعتیاد به مواد مخدر.

a friend of mine is a demon cook.

یکی از دوستان من یک آشپز شیطان است.

It was the demon drink that made me act in that way.

این نوشیدنی شیطانی بود که باعث شد آنطوری رفتار کنم.

an ancient ritual to exorcise demons

یک آیین باستانی برای دفع شیاطین

worked away like a demon; a real demon at math.

مثل یک شیطان کار کرد؛ یک شیطان واقعی در ریاضیات.

I was a little demon, I can tell you.

من یک شیطان کوچک بودم، می توانم به شما بگویم.

nor God nor demon can undo the done.

نه خدا و نه شیطان نمی توانند آنچه انجام شده را جبران کنند.

demons who pre-existed the Great Flood.

شیاطینی که قبل از سیل بزرگ وجود داشتند.

the spawn of chaos: demons and sorcerers.

نتاج آشفتگی: شیاطین و جادوگران.

Souls are given over to the demons and their saraband.

ارواح به شیاطین و سارابانداشان سپرده می شوند.

was pursued by the demons of lust and greed.

او مورد تعقیب شیاطین هوس و طمع قرار گرفت.

She worked like a demon all through rehearsals.

او در طول تمام تمرینات مثل یک شیطان کار کرد.

She heard the demon chitter again, then spout one comprehendible word.

او دوباره صدای خنده شیطانی را شنید، سپس یک کلمه قابل فهم را گفت.

But the audience the exorcize demons actor grandson couple impression is quite profound to this play.

اما تماشاگران، نوه بازیگر دفع شیاطین، زوج، تأثیر زیادی بر این نمایش دارد.

He is plagued by demons which go back to his traumatic childhood.

او مورد آزار و اذیت شیاطین قرار می گیرد که به دوران کودکی آسیب زا او باز می گردد.

And commercial bespatter is guessed to remain the same with " demon animal " operation dispute is concerned.

و حدس زده می شود که انتشار تجاری با " عملیات اختلاف نظر شیطانی حیوان " یکسان باقی بماند.

Help a demon transmigrate earlier, to b.cne a good one. Why can't we do that?

به یک شیطان کمک کنید تا زودتر مهاجرت کند تا بتواند یکی خوب باشد. چرا نمی توانیم این کار را انجام دهیم؟

When they came to the fork of the road, his horse turned left into a bypath as if it were possessed with a demon and began to run headlong down the hill.

وقتی به دوراهی رسیدند، اسبش به سمت یک مسیر فرعی چرخید انگار که با یک شیطان تسخیر شده بود و شروع به دویدن سر به هوا به سمت پایین تپه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید