moratorium

[ایالات متحده]/ˌmɒrəˈtɔːriəm/
[بریتانیا]/ˌmɔːrəˈtɔːriəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تأخیر یا تعلیق رسمی

عبارات و ترکیب‌ها

impose a moratorium

اعمال تعلیق

declare a moratorium

اعلام تعلیق

lift the moratorium

رفع تعلیق

extend the moratorium

تمدید تعلیق

جملات نمونه

The government announced a moratorium on new oil drilling permits.

دولت از متوقف شدن صدور مجوزهای حفاری نفت جدید خبر داد.

The company imposed a moratorium on hiring new employees.

شرکت از استخدام کارمندان جدید منع کرد.

The moratorium on evictions has been extended for another month.

تعطیلی تخلیه برای یک ماه دیگر تمدید شده است.

The university declared a moratorium on all student gatherings.

دانشگاه ممنوعیت برگزاری تمامی گردهمایی های دانشجویی را اعلام کرد.

The moratorium on construction projects will be lifted next week.

تعطیلی پروژه های ساختمانی هفته آینده لغو خواهد شد.

The city council voted to impose a moratorium on new business licenses.

شورای شهر رای به ممنوعیت صدور مجوز کسب و کار جدید داد.

The moratorium on international travel has severely impacted the tourism industry.

تعطیلی سفرهای بین المللی به شدت بر صنعت گردشگری تأثیر گذاشته است.

The moratorium on loan repayments has provided some relief for struggling businesses.

تعطیلی بازپرداخت وام، کمی تسلی خاطر را برای کسب و کارهای در حال دست و پا زدن فراهم کرده است.

The moratorium on executions was a controversial decision by the governor.

تعطیلی اعدام ها تصمیمی بحث برانگیز از سوی فرماندار بود.

The moratorium on logging in the national park aims to protect the environment.

تعطیلی قطع درختان در پارک ملی با هدف حفاظت از محیط زیست است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید