postponement

[ایالات متحده]/post'ponmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تأخیر یا برنامه‌ریزی مجدد یک رویداد یا فعالیت

جملات نمونه

they resorted to dilatory procedural tactics, forcing a postponement of peace talks.

آنها به تاکتیک های رویه ای تعلل کننده متوسل شدند که باعث به تعویق انداختن مذاکرات صلح شد.

the postponement saved the army from setting off another attack at half-cock.

به تعویق انداختن باعث شد ارتش از انجام حمله دیگری در حالت نیمه‌کاره جلوگیری کند.

The postponement of the meeting was due to unforeseen circumstances.

به تعویق انداختن جلسه به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده بود.

They announced the postponement of the event until next month.

آنها اعلام کردند که رویداد تا ماه آینده به تعویق خواهد افتاد.

The postponement of the flight caused inconvenience for many passengers.

به تعویق انداختن پرواز باعث ناراحتی بسیاری از مسافران شد.

The postponement of the project deadline led to increased pressure on the team.

به تعویق انداختن مهلت پروژه منجر به افزایش فشار بر تیم شد.

The postponement of the game disappointed many fans.

به تعویق انداختن بازی باعث ناامیدی بسیاری از طرفداران شد.

They requested a postponement of the court hearing to gather more evidence.

آنها درخواست به تعویق انداختن جلسه دادگاه برای جمع‌آوری شواهد بیشتر کردند.

The postponement of the wedding was a difficult decision for the couple.

به تعویق انداختن عروسی تصمیمی دشوار برای زوج بود.

The postponement of the product launch affected sales projections.

به تعویق انداختن عرضه محصول بر پیش‌بینی‌های فروش تأثیر گذاشت.

The postponement of the exam gave students extra time to prepare.

به تعویق انداختن امتحان به دانش‌آموزان زمان بیشتری برای آماده شدن داد.

The postponement of the construction project was due to funding issues.

به تعویق انداختن پروژه ساختمانی به دلیل مشکلات مالی بود.

نمونه‌های واقعی

Mr. Trump asked on Twitter before Ms. Pelosi's office had announced the postponement.

آقای ترامپ در توییتر قبل از اعلام به تعویق انداختن توسط دفترخانم پلوسی سوال کرد.

منبع: New York Times

His training stopped for several months after Tokyo announced the postponement of the Olympics.

آموزش او پس از اعلام به تعویق انداختن المپیک توسط توکیو برای چندین ماه متوقف شد.

منبع: CNN 10 Student English March 2021 Collection

The health crisis also forced the postponement of Preakness from May 16 to October 3.

بحران بهداشتی همچنین باعث به تعویق انداختن مسابقه Preakness از 16 مه تا 3 اکتبر شد.

منبع: VOA Special English: World

Sometimes in cases like this, I feel it's my responsibility to suggest a postponement.

گاهی اوقات در شرایطی مانند این، احساس می‌کنم که وظیفه‌ام پیشنهاد به تعویق انداختن است.

منبع: Selected Confessions of an American Bride

An additional 13 countries are considering postponement.

13 کشور دیگر در حال بررسی به تعویق انداختن هستند.

منبع: New York Times

She knows postponement has a huge impact on athletes.

او می‌داند که به تعویق انداختن تأثیر زیادی بر ورزشکاران دارد.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

Everything is fine. The judge agreed to a postponement.

همه چیز خوب است. قاضی با به تعویق انداختن موافقت کرد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

Some observers suggest that one reason for a postponement may be political.

برخی از ناظران پیشنهاد می‌کنند که یکی از دلایل به تعویق انداختن ممکن است سیاسی باشد.

منبع: VOA Special October 2015 Collection

A growing chorus of nations has called for a postponement.

گروهی رو به رشد از کشورها خواهان به تعویق انداختن شده‌اند.

منبع: PBS English News

The client seemed unsatisfied with the postponement of the delivery.

مشتری از به تعویق انداختن تحویل راضی به نظر نمی‌رسید.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید