neared completion
به اتمام رسیدن
neared the end
به انتهای رسیدن
neared victory
به پیروزی نزدیک شدن
neared the goal
به هدف نزدیک شدن
neared the finish
به خط پایان نزدیک شدن
neared the deadline
به مهلت مقرر نزدیک شدن
neared the truth
به حقیقت نزدیک شدن
neared the shore
به ساحل نزدیک شدن
neared the summit
به قله نزدیک شدن
neared the house
به خانه نزدیک شدن
the deadline neared, causing everyone to rush.
مهلت زمانی نزدیک میشد و باعث میشد همه عجله کنند.
as the storm neared, we decided to seek shelter.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، تصمیم گرفتیم پناه بگیریم.
the train neared the station, and passengers prepared to disembark.
قطار به ایستگاه نزدیک شد و مسافران آماده پیاده شدن شدند.
he felt nervous as the interview date neared.
همانطور که تاریخ مصاحبه نزدیک میشد، او مضطرب بود.
the festival neared, and excitement filled the air.
جشنواره نزدیک میشد و هیجان در هوا موج میزد.
as winter neared, we prepared for the cold.
همانطور که زمستان نزدیک میشد، برای سرما آماده شدیم.
the end of the project neared, and we celebrated our progress.
پایان پروژه نزدیک میشد و ما پیشرفت خود را جشن گرفتیم.
she neared her goal after months of hard work.
او پس از ماههای تلاش سخت به هدف خود نزدیک شد.
as the evening neared, the sky turned a beautiful shade of orange.
همانطور که شب نزدیک میشد، آسمان به رنگ نارنجی زیبا شد.
with each passing day, the moment of reunion neared.
با هر روزی که میگذشت، زمان دیدار نزدیک میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید