neared

[ایالات متحده]/nɪəd/
[بریتانیا]/nɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نزدیک شد یا به نزدیکی آمد
adj. نزدیک; نزدیک در فاصله یا رابطه
adv. در نزدیکی نزدیک
prep. در نزدیکی; مشابه با

عبارات و ترکیب‌ها

neared completion

به اتمام رسیدن

neared the end

به انتهای رسیدن

neared victory

به پیروزی نزدیک شدن

neared the goal

به هدف نزدیک شدن

neared the finish

به خط پایان نزدیک شدن

neared the deadline

به مهلت مقرر نزدیک شدن

neared the truth

به حقیقت نزدیک شدن

neared the shore

به ساحل نزدیک شدن

neared the summit

به قله نزدیک شدن

neared the house

به خانه نزدیک شدن

جملات نمونه

the deadline neared, causing everyone to rush.

مهلت زمانی نزدیک می‌شد و باعث می‌شد همه عجله کنند.

as the storm neared, we decided to seek shelter.

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، تصمیم گرفتیم پناه بگیریم.

the train neared the station, and passengers prepared to disembark.

قطار به ایستگاه نزدیک شد و مسافران آماده پیاده شدن شدند.

he felt nervous as the interview date neared.

همانطور که تاریخ مصاحبه نزدیک می‌شد، او مضطرب بود.

the festival neared, and excitement filled the air.

جشنواره نزدیک می‌شد و هیجان در هوا موج می‌زد.

as winter neared, we prepared for the cold.

همانطور که زمستان نزدیک می‌شد، برای سرما آماده شدیم.

the end of the project neared, and we celebrated our progress.

پایان پروژه نزدیک می‌شد و ما پیشرفت خود را جشن گرفتیم.

she neared her goal after months of hard work.

او پس از ماه‌های تلاش سخت به هدف خود نزدیک شد.

as the evening neared, the sky turned a beautiful shade of orange.

همانطور که شب نزدیک می‌شد، آسمان به رنگ نارنجی زیبا شد.

with each passing day, the moment of reunion neared.

با هر روزی که می‌گذشت، زمان دیدار نزدیک می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید