net

[ایالات متحده]/net/
[بریتانیا]/net/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شبکه؛ شبکه
vi. بافندگی کردن
vt. سود خالص کسب کردن
adj. خالص

عبارات و ترکیب‌ها

fishing net

تور ماهیگیری

safety net

توربین ایمنی

internet

اینترنت

on the net

در شبکه

net of

شبکه از

net profit

سود خالص

net income

درآمد خالص

on net

در شبکه

net worth

ارزش خالص

net work

شبکه کاری

net present value

ارزش فعلی خالص

net weight

وزن خالص

net friend

دوست اینترنتی

net cash

وجه نقد خالص

net sales

فروش خالص

power net

شبکه برق

net framework

چارچوب نت

net asset

دارایی خالص

net value

ارزش خالص

net effect

اثر خالص

surf the net

در شبکه گشتن

جملات نمونه

The fisherman cast his net into the sea.

ماهیگیر تور خود را به دریا انداخت.

She caught a butterfly in her net.

او یک پروانه را در تور خود گرفت.

The basketball went through the net.

توپ بسکتبال از میان تور عبور کرد.

The company has a wide network of suppliers.

شرکت دارای شبکه گسترده ای از تامین کنندگان است.

He surfed the net for hours.

او ساعت ها در اینترنت گشت.

The goal was to increase net profits by 10%.

هدف افزایش 10 درصدی سود خالص بود.

The spider spun a delicate net to catch its prey.

عنکبوت یک تور ظریف برای به دام انداختن طعمه خود بافت.

The tennis player hit the ball into the net.

بازیکن تنیس توپ را به تور زد.

The company's net income rose significantly this quarter.

درآمد خالص شرکت در این فصل به طور قابل توجهی افزایش یافت.

She wore a beautiful net veil on her wedding day.

او در روز عروسی خود یک حجاب توری زیبا پوشید.

نمونه‌های واقعی

Divers removed 300 kilograms of discarded fishing nets.

غواصان 300 کیلوگرم تور ماهیگیری دور ریخته شده را خارج کردند.

منبع: VOA Standard English_ Technology

What? ! - Dylan was my romantic safety net.

چه؟ ! - دایلن شبکه امن عشقی من بود.

منبع: Modern Family - Season 08

The bees trapped in my net are panicking.

هائِی در تور من وحشت زده هستند.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

So researchers decided to cast a wider net.

بنابراین محققان تصمیم گرفتند تور بزرگتری پهن کنند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation September 2015

" All I need is a net, " Tom said.

«همه آنچه نیاز دارم یک تور است،» توم گفت.

منبع: L1 Wizard and Cat

There's no safety net. There's no minimum.

هیچ شبکه امنیتی وجود ندارد. حداقل هم وجود ندارد.

منبع: Vox opinion

They can set up a net in the park.

آنها می توانند یک تور در پارک نصب کنند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

The fisherman cast the net and caught an oarfish.

ماهیگیر تور را انداخت و یک ماهی پارویی را صید کرد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

And the fish wanted to be saved from huge drift nets.

و ماهی ها می خواستند از تورهای دریایی بزرگ نجات یابند.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Holy cow the net is absolutely full of them.

خدا شکر تور کاملاً پر از آنهاست.

منبع: Brave Wilderness Adventure

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید