mesh

[ایالات متحده]/meʃ/
[بریتانیا]/mɛʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شبکه‌ای از سیم یا نخ؛ ساختاری با بافت باز.

عبارات و ترکیب‌ها

mesh network

شبکه مش

mesh topology

توپولوژی مش

wireless mesh

شبکه مش بی‌سیم

mesh size

اندازه مش

mesh fabric

پارچه مشبک

mesh material

جنس مش

wire mesh

سیم مش

steel mesh

مش فولادی

metal mesh

مش فلزی

mesh belt

کمربند مشبک

mesh point

نقطه مش

welded wire mesh

مش سیم جوشی

screen mesh

مش توری

mesh bag

کیف مش

mesh structure

ساختار مش

gear mesh

اتصال دنده

mesh screen

صفحه مش

square mesh

مش مربعی

coarse mesh

سوراخ زبر

mesh division

تقسیم مش

fine mesh

مش ریز

mesh filter

فیلتر مش

جملات نمونه

a mesh of circumstance

شبکه‌ای از شرایط

mesh for fishing nets.

تور برای تورهای ماهیگیری.

gears that are not meshing properly.

دنده‌هایی که به درستی درگیر نمی‌شوند.

The wheels meshed well.

چرخ‌ها به خوبی با هم درگیر شدند.

the meshes of a spider's web

شبکه‌های تار عنکبوت

The teeth on the gears mesh as they turn round.

دندان‌های چرخ‌دندها با چرخیدن با هم درگیر می‌شوند.

fish attempt to swim through the mesh and become entangled.

ماهی‌ها تلاش می‌کنند از میان تور شنا کنند و گرفتار شوند.

one gear meshes with the input gear.

یک چرخ‌دنده با چرخ‌دنده ورودی درگیر می‌شود.

Objective To evaluate the effect of polypropene mesh on abdominal incisional hernia repair.

هدف: ارزیابی اثر توری پلی پروپیلن بر ترمیم فتق لابلاپاراسکوپی شکم.

The goal of the mesh optimization algorithm is to re duce the number of the triangles in the mesh,and keep the accuracy of the interp olation at the same time.

هدف الگوریتم بهینه‌سازی مش، کاهش تعداد مثلث‌ها در مش و حفظ دقت همزمان در فرآیند درون یابی است.

if the mesh is too big, small rabbits can squeeze through.

اگر مش بیش از حد بزرگ باشد، خرگوش‌های کوچک می‌توانند از آن عبور کنند.

the ravelled mesh of events and her own emotions.

شبکه‌ای درهم‌تنیده از وقایع و احساسات خودش.

steel meshes used for reinforcing concrete

شبکه‌های فولادی مورد استفاده برای تقویت بتن

The two plans meshed with each other smoothly.

دو طرح به طور روان با هم درگیر شدند.

Activated Carbon Filter Mesh Purpose: prefiltration in the air conditioning program to eliminate mephitis.

هدف از توری فیلتر کربن فعال: پیش فیلتراسیون در برنامه تهویه مطبوع برای از بین بردن بدبو.

We put some / a fine wire mesh over the chimney so that the birds wouldn't fall in.

ما یک توری سیم فلزی نازک روی دودکش گذاشتیم تا پرندگان داخل آن نیفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید