noises

[ایالات متحده]/ˈnɔɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈnɔɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرم سوم شخص مفرد از noise، به معنی شایعه پخش کردن
n. صداهایی که بلند یا ناخوشایند هستند؛ فرم جمع noise، اشاره به صداهای متعدد

عبارات و ترکیب‌ها

make noises

ایجاد سر و صدا

loud noises

سر و صدای بلند

strange noises

سر و صدای عجیب

background noises

سر و صدای پس‌زمینه

unpleasant noises

سر و صدای ناخوشایند

soft noises

سر و صدای ملایم

constant noises

سر و صدای دائمی

random noises

سر و صدای تصادفی

disturbing noises

سر و صدای آزاردهنده

جملات نمونه

there were strange noises coming from the attic.

صدای عجیبی از زیرشیرآله شنیده می‌شد.

she couldn't sleep because of the loud noises outside.

به دلیل صدای بلند بیرون نمی‌توانست بخوابد.

the noises of the city can be overwhelming at times.

صدای شهر گاهی اوقات می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

he made noises to get the cat's attention.

او صدا کرد تا توجه گربه را جلب کند.

there were no noises in the empty house.

در خانه خالی هیچ صدایی وجود نداشت.

she tried to ignore the noises from the construction site.

او سعی کرد صدای محل ساخت و ساز را نادیده بگیرد.

the noises of the forest were calming and peaceful.

صدای جنگل آرامش‌بخش و دلپذیر بود.

he was annoyed by the constant noises from his neighbors.

او از صدای مداوم همسایگانش آزرده شده بود.

children often make playful noises when they are happy.

کودکان اغلب وقتی خوشحال هستند، صداهای بازیگوشانه ایجاد می‌کنند.

the strange noises in the night kept her awake.

صدای عجیب در شب او را بیدار نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید