din

[ایالات متحده]/dɪn/
[بریتانیا]/dɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سر و صدای زیادی ایجاد کردن یا بی‌وقفه صحبت کردن
n. صداي بلند

عبارات و ترکیب‌ها

loud din

هم‌درد

جملات نمونه

an intime dining corner.

گوشه غذاخوری صمیمی

repair to the dining room.

بازسازی اتاق غذاخوری

a dining room suite.

ست اتاق غذاخوری

the dining room adjoins a conservatory.

اتاق غذاخوری در مجاورت یک فضای سبز قرار دارد.

we dined by candlelight .

ما در نور شمع غذا خوردیم.

the tiny chichi dining room.

اتاق غذاخوری کوچک و شیک

A din greeted our ears.

همهمه گوش ما را در آغوش گرفت.

we dined at a restaurant.

ما در یک رستوران غذا خوردیم.

formal dining in the grand manner.

غذاخوری رسمی به روش بزرگ

he dined in hall.

او در تالار غذا خورد.

we hit a diner for coffee and doughnuts.

ما برای قهوه و دونات به یک غذاخوری رفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید