sounds

[ایالات متحده]/[saʊndz]/
[بریتانیا]/[saʊndz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد صدا کردن؛ شنیده شدن؛ به نظر رسیدن یا ظاهر شدن
adj. مربوط به یا با استفاده از صداها
n. صدایی که توسط چیزی تولید می‌شود؛ صدای یک شخص؛ اتمسفر یا احساس کلی ایجاد شده توسط یک مکان یا وضعیت

عبارات و ترکیب‌ها

sounds good

خوب به نظر میرسد

sounds like

مثل به نظر میرسد

sounds great

عالی به نظر میرسد

sounds familiar

آشنا به نظر میرسد

sounds alright

خوب است

sounds perfect

بی نقص به نظر میرسد

sounds interesting

جالب به نظر میرسد

sounds strange

عجیب به نظر میرسد

sounds awful

بسیار بد به نظر میرسد

sounds like it

مثل آن به نظر میرسد

جملات نمونه

the music sounds beautiful coming from the open window.

موسیقی از پنجره باز بسیار زیبا می‌آید.

do you hear any strange sounds outside?

آیا صداهای عجیب و غریبی بیرون می‌شنوید؟

the engine sounds rough and needs a check.

موتور صداهای خش خش می‌دهد و نیاز به بررسی دارد.

the baby sounds happy when she's playing.

وقتی بازی می‌کند، نوزاد خوشحال به نظر می‌رسد.

the alarm sounds every morning at 6:00 am.

ساعت هشدار هر روز صبح ساعت 6:00 به صدا در می‌آید.

the dog sounds angry when someone approaches the house.

وقتی کسی به خانه نزدیک می‌شود، سگ عصبانی به نظر می‌رسد.

the guitar sounds amazing with a distortion pedal.

گیتار با پدال دیستورشن فوق العاده به نظر می‌رسد.

the news sounds concerning; i need to read more.

اخبار نگران کننده به نظر می‌رسد؛ باید بیشتر بخوانم.

the food sounds delicious; let's order it!

غذا خوشمزه به نظر می‌رسد؛ سفارش بدهیم!

the project sounds interesting, but it's a lot of work.

این پروژه جالب به نظر می‌رسد، اما کار زیادی است.

the speaker's voice sounds tired after the long presentation.

صدای سخنران بعد از ارائه طولانی خسته به نظر می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید