normalizes behavior
نرمالسازی رفتار
normalizes data
نرمالسازی دادهها
normalizes conditions
نرمالسازی شرایط
normalizes values
نرمالسازی مقادیر
normalizes differences
نرمالسازی تفاوتها
normalizes processes
نرمالسازی فرآیندها
normalizes outcomes
نرمالسازی نتایج
normalizes practices
نرمالسازی روشها
normalizes standards
نرمالسازی استانداردها
normalizes relationships
نرمالسازی روابط
the program normalizes data to ensure accuracy.
برنامه دادهها را برای اطمینان از صحت، نرمالسازی میکند.
she normalizes her emotions through meditation.
او احساسات خود را از طریق مدیتیشن نرمالسازی میکند.
the new policy normalizes the working conditions for everyone.
سیاست جدید شرایط کاری را برای همه نرمالسازی میکند.
he normalizes his sleep schedule to improve health.
او برنامه خواب خود را برای بهبود سلامتی نرمالسازی میکند.
the study normalizes the results for better comparison.
مطالعه نتایج را برای مقایسه بهتر نرمالسازی میکند.
normalizes the learning process for students with disabilities.
فرآیند یادگیری را برای دانشآموزان دارای معلولیت نرمالسازی میکند.
the software normalizes the image sizes for uniformity.
نرمافزار اندازههای تصویر را برای یکنواختی نرمالسازی میکند.
he believes that art normalizes different cultures.
او معتقد است که هنر فرهنگهای مختلف را نرمالسازی میکند.
the initiative normalizes discussions about mental health.
این طرح گفتگو در مورد سلامت روان را نرمالسازی میکند.
normalizes the pricing structure across all products.
ساختار قیمتگذاری را در تمام محصولات نرمالسازی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید