equalizes

[ایالات متحده]/ˈiːkwəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈiːkwəlaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برابر کردن چیزی
v. شکل سوم شخص مفرد برای برابر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

equalizes differences

برابر می‌کند تفاوت‌ها

equalizes opportunities

برابر می‌کند فرصت‌ها

equalizes conditions

برابر می‌کند شرایط

equalizes access

برابر می‌کند دسترسی

equalizes power

برابر می‌کند قدرت

equalizes resources

برابر می‌کند منابع

equalizes treatment

برابر می‌کند رفتار

equalizes chances

برابر می‌کند شانس

equalizes status

برابر می‌کند وضعیت

equalizes outcomes

برابر می‌کند نتایج

جملات نمونه

the new policy equalizes opportunities for all students.

سیاست جدید فرصت‌های برابر را برای همه دانش‌آموزان فراهم می‌کند.

this software equalizes the audio levels across tracks.

این نرم‌افزار سطوح صدا را در سراسر آهنگ‌ها یکسان می‌کند.

the charity aims to equalize access to healthcare.

این خیریه هدف خود را فراهم کردن دسترسی برابر به مراقبت‌های بهداشتی قرار داده است.

the system equalizes the load on the network.

این سیستم بار شبکه را متعادل می‌کند.

he believes education equalizes social status.

او معتقد است که آموزش وضعیت اجتماعی را یکسان می‌کند.

the new law equalizes tax rates for small businesses.

قانون جدید نرخ‌های مالیاتی برای کسب و کارهای کوچک را یکسان می‌کند.

her actions equalize the power dynamics in the team.

اقدامات او پویایی قدرت را در تیم متعادل می‌کند.

the app equalizes the temperature across different rooms.

این برنامه دما را در اتاق‌های مختلف یکسان می‌کند.

the initiative equalizes funding for rural and urban schools.

این طرح اقدام بودجه را برای مدارس روستایی و شهری یکسان می‌کند.

technology equalizes communication among diverse groups.

فناوری ارتباطات را در میان گروه‌های متنوع یکسان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید