regulates

[ایالات متحده]/ˈrɛɡjʊleɪts/
[بریتانیا]/ˈrɛɡjəˌleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کنترل می‌کند یا حفظ می‌کند نرخ یا سرعت یک فرآیند؛ مدیریت می‌کند یا هدایت می‌کند بر اساس قوانین یا اصول؛ تنظیم می‌کند یا تغییر می‌دهد تا به یک نتیجه مطلوب دست یابد

عبارات و ترکیب‌ها

regulates behavior

تنظیم رفتار

regulates access

تنظیم دسترسی

regulates flow

تنظیم جریان

regulates rates

تنظیم نرخ‌ها

regulates markets

تنظیم بازارها

regulates standards

تنظیم استانداردها

regulates systems

تنظیم سیستم‌ها

regulates processes

تنظیم فرآیندها

regulates conditions

تنظیم شرایط

regulates activities

تنظیم فعالیت‌ها

جملات نمونه

the government regulates the use of natural resources.

دولت از استفاده از منابع طبیعی تنظیم می‌کند.

this law regulates the safety standards in the workplace.

این قانون استانداردهای ایمنی در محیط کار را تنظیم می‌کند.

the organization regulates the quality of food products.

این سازمان کیفیت محصولات غذایی را تنظیم می‌کند.

the agency regulates the telecommunications industry.

این سازمان صنعت مخابرات را تنظیم می‌کند.

the committee regulates the funding for research projects.

این کمیته بودجه پروژه‌های تحقیقاتی را تنظیم می‌کند.

the school regulates student behavior through a code of conduct.

مدرسه رفتار دانش آموزان را از طریق یک قانون رفتار تنظیم می‌کند.

the city regulates noise levels to maintain a peaceful environment.

شهر برای حفظ محیطی آرام سطح صدا را تنظیم می‌کند.

the health department regulates the distribution of vaccines.

بخش بهداشت توزیع واکسن‌ها را تنظیم می‌کند.

the financial institution regulates the lending practices of banks.

این موسسه مالی شیوه وام دهی بانک‌ها را تنظیم می‌کند.

the environmental agency regulates emissions from factories.

این سازمان محیط زیست انتشار گازها را از کارخانه‌ها تنظیم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید