off-key

[ایالات متحده]/ɒfˈkiː/
[بریتانیا]/ɔːfˈkiː/

ترجمه

adj. نامنظم; فاقد هماهنگی

عبارات و ترکیب‌ها

off-key performance

اجرای نامناسب

sounded off-key

صدایش نامناسب بود

off-key singing

اجرای آواز نامناسب

play off-key

به صورت نامناسب اجرا کن

sing off-key

به صورت نامناسب بخوان

quite off-key

کاملاً نامناسب

completely off-key

کاملاً نامناسب

off-key note

نت نامناسب

felt off-key

احساس نامناسب بودن کرد

was off-key

نامناسب بود

جملات نمونه

the singer's performance was a bit off-key last night.

اجرای خواننده دیشب کمی نامناسب بود.

his piano playing sounded completely off-key and jarring.

نواختن پیانوی او کاملاً نامناسب و آزاردهنده بود.

the choir sounded off-key during the complicated harmony.

در طول هارمونی پیچیده، صدای گروه کر نامناسب بود.

she tried to sing along, but she was terribly off-key.

او سعی کرد همخوانی کند، اما صدایش به طرز وحشتناکی نامناسب بود.

the instrument was slightly off-key, affecting the overall sound.

ساز کمی نامناسب بود و بر صدای کلی تأثیر گذاشت.

the band's rendition of the song was noticeably off-key.

اجرای گروه از آهنگ به وضوح نامناسب بود.

he realized his voice was off-key when he started recording.

وقتی شروع به ضبط کرد، متوجه شد که صدای او نامناسب است.

the off-key notes made the melody sound unpleasant.

نت‌های نامناسب باعث شدند ملودی گوش‌نواز نباشد.

despite practicing, her singing still came across as off-key.

با وجود تمرین، هنوز هم آوازخوانی او به عنوان نامناسب به نظر می‌رسید.

the out-of-tune guitar made the entire performance off-key.

گیتار کوته‌نگار باعث شد کل اجرا نامناسب باشد.

the recording engineer noticed the vocals were consistently off-key.

مهندس ضبط متوجه شد که وکال‌ها به طور مداوم نامناسب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید