onsite

[ایالات متحده]/ˈɒnsaɪt/
[بریتانیا]/ˈɑnˌsaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واقع در محل فعالیت

عبارات و ترکیب‌ها

onsite training

آموزش در محل

onsite support

حمایت در محل

onsite inspection

بازرسی در محل

onsite meeting

جلسه در محل

onsite services

خدمات در محل

onsite assessment

ارزیابی در محل

onsite evaluation

ارزیابی در محل

onsite consultation

مشاوره در محل

onsite repairs

تعمیرات در محل

onsite demonstration

نمایش در محل

جملات نمونه

the technician will provide onsite support during the installation.

تکنسین از پشتیبانی در محل در طول نصب ارائه خواهد داد.

we need to conduct an onsite inspection before finalizing the contract.

ما باید قبل از نهایی کردن قرارداد، یک بازرسی در محل انجام دهیم.

the training will be held onsite to ensure all employees can attend.

آموزش در محل برگزار خواهد شد تا اطمینان حاصل شود که همه کارمندان می توانند در آن شرکت کنند.

onsite meetings are more effective for team collaboration.

جلسات حضوری برای همکاری تیمی مؤثرتر هستند.

she prefers to work onsite rather than remotely.

او ترجیح می دهد به جای از راه دور، در محل کار کند.

we have an onsite team ready to assist with any issues.

ما یک تیم در محل داریم که آماده کمک به هر مشکلی است.

the project manager will be onsite to oversee the progress.

مدیر پروژه در محل خواهد بود تا روند را نظارت کند.

onsite evaluations help us understand client needs better.

ارزیابی های حضوری به ما کمک می کند تا نیازهای مشتریان را بهتر درک کنیم.

we offer onsite consultations for our premium clients.

ما مشاوره حضوری برای مشتریان ویژه خود ارائه می دهیم.

onsite safety training is mandatory for all workers.

آموزش ایمنی در محل برای همه کارگران اجباری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید